العلامة المجلسي

997

حياة القلوب ( فارسي )

را از ايمان آوردن به خدا آنچه مىپرستيد بغير از خدا ، يا منع كرد خدا يا سليمان أو را از آنچه مىپرستيد بغير از خدا ، بدرستى كه أو بود از جماعتى كافران » . قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 1 » . وعلي بن إبراهيم روايت كرده است : پيش از آمدن بلقيس ، سليمان عليه السّلام امر كرده بود جنّيان را كه خانه‌اى از شيشه براي أو ساخته بودند وبر روى آب گذاشته بودند ، پس چون بلقيس آمد گفتند به أو كه : داخل شو در عرصهء قصر ، پس أو گمان كرد آب است ، جامهء خود را از ساقهايش بالا كشيد ، پس ظاهر شد كه موى بسيارى بر ساق أو بود . پس سليمان گفت : اين عرصه‌اى است نرم كه از شيشه ساخته‌اند وآب نيست ، بلقيس گفت : من ستم كرده بودم بر نفس خود كه غير خدا را مىپرستيدم ، واسلام آوردم ومنقاد شدم با سليمان براي خداوندى كه پروردگار عالميان است « 2 » . علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : پس سليمان عليه السّلام أو را به عقد خود درآورد ، بلقيس دختر شرح جسريه « 3 » بود ، وشياطين را حكم فرمود كه : چيزى بسازيد كه مو را از پاى أو زايل گرداند ، پس حمّامها بعمل آوردند ونوره را براي أو ساختند ، پس حمّام ونوره از چيزهائى است كه شياطين براي بلقيس ساختند ، همچنين آسيابى كه آب مىگرداند در زمان آن حضرت بهم رسيد « 4 » . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : از جمله علومى كه حق تعالى به سليمان عليه السّلام عطا فرموده بود ، دانستن جميع لغتها وزبان مرغان وحيوانات ودرندگان بود ، وچون هنگام جنگ مىشد به فارسي سخن مىگفت ، وچون به مجلس ديوان مىنشست براي نسق لشكريان و

--> ( 1 ) . سورهء نمل : 44 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 128 . ( 3 ) . در مصدر « شرح حميريه » است . ( 4 ) . تفسير قمى 2 / 128 ؛ أبو هلال عسكرى مىگويد : گفته شده است كه أول كسى كه براي أو نوره ساخته شد سليمان عليه السّلام بود ( الأوائل 285 ) .