العلامة المجلسي

978

حياة القلوب ( فارسي )

بيت الخلا مىرفت يا با زنى مقاربت مىكرد ، انگشتر خود را به أو مىسپرد . پس روزى انگشتر خود را به أو سپرد وداخل بيت الخلا شد ، پس شيطانى كه سر كردهء شياطين دريا بود به صورت سليمان عليه السّلام به نزد أمينه آمد وگفت : اى أمينه ! انگشتر مرا بده ؛ انگشتر را گرفت ورفت بر تخت حضرت سليمان نشست ، جن وانس وحيوانات همه مطيع أو شدند . وصورت سليمان عليه السّلام متغيّر شد ، چون به نزد أمينه آمد وانگشتر را طلبيد ، أمينه أو را نشناخت ودور كرد ، پس دانست كه اثر آن گناه كه در خانهء أو واقع شده بود به أو رسيده است ، وبه نزد هر يك از زنان وكنيزان خود كه رفت أو را نشناختند ودور كردند ، پس به كنار دريا رفت وخدمت صيّادان مىكرد وما هي از براي ايشان به خانه‌هاى ايشان نقل مىكرد ، هر روز دو ما هي به أو مىدادند ، بر اين حال بود تا چهل روز به قدر آنچه در خانهء أو بت پرستيده بودند . وچون آصف وعظماى بني إسرائيل أطوار شيطان وحكم أو را مخالف آداب وحكم سليمان يافتند ، از زنان سليمان أحوال أو را پرسيدند ، گفتند كه : در حيض با ما مقاربت مىكند وغسل جنابت نمىكند . بعضي گفته‌اند حكم شيطان بر همه چيز سليمان جارى شد بغير از زنان أو كه بر ايشان دست نيافت . پس شيطان پرواز كرد وانگشتر را در دريا انداخت ، سليمان عليه السّلام در ميان شكم ما هي انگشتر خود را يافت ودر انگشت خود كرد وپادشاهى به أو برگشت ، وآن شيطان را گرفت ودر ميان سنگى حبس كرد ودر دريا انداخت « 1 » ؛ اين است معنى قول حق تعالى كه : « ما امتحان كرديم سليمان را وجسدي بر كرسي أو انداختيم » « 2 » ، مراد از آن جسد آن شيطان است كه به صورت أو بر كرسي أو نشست . جميع متكلّمان ومفسران شيعه هر دو اين قصه را انكار كرده‌اند وگفته‌اند كه : پيغمبر خدا منزّه است از آنكه حيواني چند را بىگناه گردن بزند وپى كند به سبب غافل شدن خود

--> ( 1 ) . تفسير فخر رازي 26 / 207 . ( 2 ) . سورهء ص : 34 .