العلامة المجلسي

938

حياة القلوب ( فارسي )

آن حضرت گفت : براي آنچه خود خبر دادى مرا از حال أو . حق تعالى فرمود : بلى چنين بود أو ، وليكن جمعى از أحبار ورهبانان در جنازهء أو حاضر شدند ونزد من شهادت دادند كه از أو نمىدانند مگر نيكى ، پس شهادت ايشان را قبول كردم وآنچه خود مىدانستم از أو آمرزيدم « 1 » . ودر حديث معتبر منقول است كه : حضرت امام رضا عليه السّلام در مجلس مأمون به رأس الجالوت كه اعلم علماى يهود بود فرمود كه : داود عليه السّلام در زبور خود فرمود : خداوندا ! مبعوث گردان برپا دارندهء سنّت را بعد از فترت ، يعنى بعد از آنكه مدتها پيغمبر بر مردم مبعوث نگرديده باشد . پس حضرت فرمود : آيا مىشناسى پيغمبرى را كه سنّت را بعد از فترت برپا داشته باشد بغير از محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم « 2 » ؟ وسيّد ابن طاووس رضى اللّه عنه ذكر كرده است كه : در زبور داود عليه السّلام ديدم در سورهء دوم كه : اى داود ! تو را گردانيدم خليفهء خود در زمين وگردانيدم تو را تنزيه كنندهء خود وپيغمبر خود ، وبزودى عيسى را جمعى خدا خواهند دانست بغير از من به سبب قوّتى كه من به أو خواهم داد كه مرده را به اذن من زنده خواهد كرد . اى داود ! مرا وصف كن براي خلق من به كرم ورحمت وبه آنكه بر همه چيز قادرم . اى داود ! كي از خلق گسيخته شد وبه من پيوست كه من أو را نااميد كردم ؟ وكي بازگشت به درگاه من كرد كه من أو را از درگاه انابت خود راندم ؟ چرا خدا را به قدس وپاكى ياد نمىكنيد ، أو صورت دهنده وآفريدگار شما است به رنگهاى مختلف ؟ چرا حفظ نمىكنيد طاعت خدا را در ساعتهاى شب وروز ؟ وچرا دفع نمىكنيد ياد معصيت مرا از دلهاى خود ؟ گويا هرگز نخواهيد مرد وگويا دنياي شما باقي خواهد بود وهرگز از شما زايل نخواهد شد وحال آنكه از براي شما در بهشت نعمت من گشاده‌تر وفراوان‌تر است از

--> ( 1 ) . كتاب الزهد 66 . ( 2 ) . توحيد شيخ صدوق 428 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 166 ؛ احتجاج 2 / 416 .