العلامة المجلسي
821
حياة القلوب ( فارسي )
حق تعالى در قرآن مجيد فرموده است أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ « 1 » « آيا نظر نمىكنى بسوى قصهء آن جماعتى كه بيرون رفتند از خانههاى خود وايشان چند هزار كس بودند براي حذر از مرگ پس خدا به ايشان گفت : بميريد ، پس زنده گردانيد ايشان را بدرستى كه خدا صاحب فضل واحسان است بر مردم وليكن أكثر مردم شكر أو نمىكنند » . شيخ طبرسى قدّس اللّه روحه فرموده است : ايشان گروهى بودند از بني إسرائيل كه گريختند از طاعونى كه در شهر ايشان بهم رسيده بود ؛ وبعضي گفتهاند از جهاد گريختهاند ؛ وبعضي گفتهاند كه ايشان قوم حزقيل بودند كه سومين خليفههاى موسى عليه السّلام بود زيرا كه خليفهء أول بعد از موسى در بني إسرائيل يوشع بن نون بود ، بعد از أو كالب بن يوفنا وبعد از أو حزقيل وأو را « ابن العجوز » مىگفتند زيرا مادرش پيرزالى بود واز حق تعالى أولاد طلبيد بعد از آنكه پير وعقيم شده بود وخدا حزقيل را به أو عطا كرد ؛ بعضي گفتهاند حزقيل « ذو الكفل » است واز براي اين أو را ذو الكفل گفتند كه كفالت وضامنى هفتاد پيغمبر كرد وايشان را از كشتن خلاص كرد وبه ايشان گفت : برويد كه اگر من كشته شوم بهتر است از آنكه شماها همه كشته شويد ، پس چون يهود آمدند وپيغمبران را از أو طلبيدند گفت : رفتند ومن نمىدانم به كجا رفتند ، وحق تعالى حفظ كرد ذو الكفل را كه از ايشان ضررى به أو نرسيد .
--> ( 1 ) . سورهء بقره : 243 .