العلامة المجلسي
908
حياة القلوب ( فارسي )
ديگرى سپرد وأو انكار كرد وگوهر را در ميان عصاي خود پنهان كرده بود . پس صاحب مال به نزد أو آمد وگفت : بيا به نزد زنجير رويم تا حق ظاهر شود ؛ چون به نزد زنجير رفتند صاحب مال كه دست دراز كرد دستش به زنجير رسيد ، چون نوبت امانتدار شد به صاحب مال گفت : اين عصاي مرا نگاهدار تا من نيز دست برسانم ! پس دست أو نيز رسيد ( چون گوهر در ميان عصا بود وعصا را به صاحب مال داده بود ) . چون اين حيله از ايشان صادر شد حق تعالى زنجير را به آسمان برد ووحى نمود به داود كه : به گواه وقسم در ميان ايشان حكم كن « 1 » . در أحاديث معتبر بسيار منقول است كه : چون قائم آل محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم ظاهر شود ، به حكم داود عليه السّلام حكم خواهد كرد . فرمود : به علم خود وبه حكم واقع وگواه نخواهد طلبيد « 2 » . به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام داخل مسجد شد ، پس ديد كه جوانى از برابر آن حضرت مىآيد ومىگريد ، جمعى بر دور أو هستند أو را تسلّى مىدهند ، پس حضرت از أو پرسيد : چرا مىگريى ؟ عرض كرد : يا أمير المؤمنين ! شريح قاضى حكمي بر من كرده است كه نمىدانم چون است ، اين جماعت پدر مرا با خود به سفر بردند اكنون برگشتهاند وپدرم با ايشان نيست ، چون أحوال پدر خود را از ايشان پرسيدم گفتند : مرد ! پرسيدم : مال أو چه شد ؟ گفتند : مالي نگذاشت ! پس ايشان را به نزد شريح بردم ، شريح به ايشان سوگند فرمود ، من مىدانم يا أمير المؤمنين كه پدرم مال بسيارى با خود به سفر برده بود . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : برگرديد به نزد شريح . چون به نزد شريح آمدند حضرت فرمود : اى شريح ! چگونه ميان اين گروه حكم كردى ؟
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 202 ؛ در عرائس المجالس 277 وقصص الأنبياء ابن كثير 425 همين معنى از طرق عامه ذكر شده است . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 4 / 464 ؛ خرايج 1 / 432 ؛ ارشاد شيخ مفيد 2 / 386 ؛ إعلام الورى 3 / 264 .