العلامة المجلسي
93
حياة القلوب ( فارسي )
روح در تمام بدن أو دميده شد ، در همان ساعت خوشهء انگورى را گرفت وتناول نمود « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : پدران أصل سهتا بودند : آدم كه مؤمن از أو بهم رسيد ؛ وجانّ كه كافر از أو متولد شد ؛ وشيطان كه در ميان أولاد أو نتاج نمىباشد ، تخم مىگذارند وجوجه برمىآورند ، وفرزندانش همه نرند ومادة در ميان ايشان نمىباشد « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى اراده كرد كه خلقي به دست قدرت خود بيافريند ، واين بعد از آن بود كه از جن ونسناس هفت هزار سال گذشته بود كه در زمين بودند ، ومىخواست كه حضرت آدم را خلق نمايد پس گشود طبقات آسمانها را وگفت به ملائكة كه : نظر كنيد بسوى أهل زمين از خلق من از جن ونسناس . پس چون ديدند ملائكة اعمال قبيحهء ايشان را از گناهان وخون ريختن وفساد در زمين به ناحق ، عظيم نمود نزد ايشان وغضب كردند از براي خدا ، وبه خشم آمدند بر أهل زمين ، وضبط نتوانستند نمود خود را از غضب ، پس گفتند : اى پروردگار ما ! توئى عزيز قادر جبار قاهر عظيم الشأن ، واينها آفريدههاى ضعيف ذليل تواند ، ودر قبضهء قدرت تو مىگردند ، وبه روزى تو تعيّش مىكنند ، وبه عافيت تو بهرهمند مىگردند ، وتو را معصيت مىنمايند به مثل اين گناهان عظيم ، وتو به خشم نمىآئى وغضب نمىكنى بر ايشان وانتقام نمىكشى از براي خود از ايشان به سبب آنچه مىشنوى از ايشان ومىبينى ، واين بر ما عظيم نمود ، وبزرگ مىدانيم اين را در حقّ تو . پس چون حق تعالى اين سخنان را از ملائكة شنيد فرمود : بدرستى كه من قرار مىدهم در زمين جانشينى كه حجت من باشد در زمين بر خلق من . پس ملائكة گفتند كه : تنزيه مىكنيم تو را ، آيا در زمين قرار مىدهى جمعى را كه فساد
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 283 . ( 2 ) . خصال 152 .