العلامة المجلسي
782
حياة القلوب ( فارسي )
ايشان را به تو بشنوانم ؟ گفت : بلى خداوندا ! حق تعالى فرمود : نزد من بايست وكمر خدمت بر ميان بند مانند ايستادن بندهء ذليلى نزد پادشاه جليلى . چون حضرت موسى چنين كرد حق تعالى ندا فرمود : اى امّت محمد ! پس همه جواب گفتند به قدرت الهى از پشت پدران وشكم مادران : « لبّيك اللّهم لبّيك لا شريك لك لبّيك انّ الحمد والنّعمة لك والملك لا شريك لك » پس حق تعالى اين أجابت را شعار حجّ ايشان گردانيد . پس حق تعالى ندا فرمود : اى امّت محمد ! قضا وحكم من بر شما آن است كه رحمت من پيشى گرفته است بر غضب من وعفو من پيش از عقاب من است ، پس مستجاب كردم براي شما پيش از آنكه مرا دعا كنيد وعطا كردم به شما پيش از آنكه از من سؤال كنيد ، هر كه از شما به نزد من آيد كه شهادت دهد به وحدانيّت من وشهادت دهد كه محمد بنده ورسول من است وصادق است در گفتار خود ومحقّ است در كردار خود وشهادت دهد كه علي بن أبي طالب برادر ووصى وخليفهء آن حضرت است ، والتزام كند أطاعت على را چنانچه التزام كرده است أطاعت محمد را ، وشهادت دهد كه أولياء ودوستان برگزيدهء معصوم أو كه به عجايب معجزات خدا ودلايل حجتهاى أو بعد از ايشان ممتازند خليفههاى خدايند ، أو را داخل بهشت گردانم هر چند گناه أو مانند كف درياها بوده باشد . پس چون خدا مبعوث گردانيد پيغمبر ما محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم را ، به آن حضرت وحى فرستاد وَما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا « 1 » يعنى : « اى محمد ! نبودى در جانب كوه طور در وقتي كه ما ندا كرديم امّت تو را به اين كرامت » . پس حق تعالى به محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وحى كرد كه : بگو حمد وسپاس خداوندى را كه پروردگار عالميان است بر اين نعمت كه مرا مخصوص گردانيد به اين فضيلت ، وبه امّت آن حضرت فرمود : بگوئيد « الحمد للّه ربّ
--> ( 1 ) . سورهء قصص : 46 .