العلامة المجلسي

74

حياة القلوب ( فارسي )

خود نمودم ، وأول كسى كه جواب گفت در وقتي كه حق تعالى ميثاق وپيمان مىگرفت از پيغمبران وگواه گرفت ايشان را بر نفسهاى ايشان كه گفت أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ « 1 » « آيا نيستم پروردگار شما ؟ گفتند : بلى » ، پس أول پيغمبرى كه بلى گفت من بودم ، پس سبقت گرفتم بر ايشان در اقرار خدا « 2 » . ودر أحاديث بسيار بعد از اين خواهد آمد كه حق تعالى در عالم أرواح از جميع پيغمبران پيمان گرفت بر پروردگارى خود ورسالت محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وامامت أمير المؤمنين عليه السّلام وائمهء طاهرين صلوات اللّه عليهم وگفت به ايشان : « الست بربّكم ومحمّد نبيّكم وعليّ امامكم والائمّة الهادون ائمّتكم ؟ » ، همه گفتند : بلى ، پس گرفت بعد از آن ، پيمان رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم را كه به أو ايمان آورند ويارى كنند حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را در رجعت آن حضرت « 3 » . به سند معتبر منقول است از ائمهء طاهرين كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : حق تعالى هيچ پيغمبرى را از دنيا نبرد تا امر كرد أو را كه وصى گرداند يكى از خويشان نزديك خود ، ومرا امر كرد كه وصى براي خود تعيين كنم ، پرسيدم كه : كي را تعيين نمايم ؟ وحى نمود : وصيت كن بسوى پسر عمّت علي بن أبي طالب كه من در كتابهاى گذشته نام أو را ثبت كرده‌ام ونوشته‌ام كه أو وصىّ توست ، وبر اين گرفته‌ام پيمان خلايق را وپيمانهاى پيغمبران ورسولان خود را ، گرفتم پيمان ايشان را براي خود به پروردگارى وبراي تو يا محمد به پيغمبرى وبراي علي بن أبي طالب به ولايت وامامت « 4 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى دوست داشت براي پيغمبرانش زراعت نمودن وگوسفند چرانيدن را ، كه كراهت نداشته باشند از باران

--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 172 . ( 2 ) . كافى 2 / 10 ؛ علل الشرايع 124 . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 247 . ( 4 ) . امالى شيخ طوسي 104 .