العلامة المجلسي
738
حياة القلوب ( فارسي )
نماز است ، پس نشستند تا از نماز فارغ شد وبر ايشان سلام كرد « 1 » . در بعضي روايات مذكور است كه حق تعالى وحى به موسى عليه السّلام كرد كه : هر جا آن ما هي ناپيدا شود ، خضر در آنجا است ، موسى عليه السّلام به يوشع گفت كه : هر وقت ما هي را نيابى مرا خبر كن « 2 » . فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما « پس چون رسيدند موسى ويوشع به مجمع دو دريا » ، نَسِيا حُوتَهُما « فراموش كردند - يا ترك نمودند - ما هي خود را » موسى أحوال ما هي را نپرسيد ويوشع به موسى نگفت ، فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً « 3 » « پس گرفت ما هي راه خود را در دريا وبه ميان آب رفت » . وبعضي گفتهاند كه : موسى عليه السّلام به خواب رفت وما هي به اعجاز آن حضرت زنده شد وبه آب رفت « 4 » . وبعضي گفتهاند : يوشع وضو ساخت وآب وضوى أو به ما هي رسيد وزنده شد برجست وداخل آب شد « 5 » . فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً « 6 » « پس چون گذشتند از مجمع البحرين ، موسى گفت به رفيق خود : بياور به نزد ما چاشت ما را بتحقيق كه رسيد به ما از اين سفر مشقتى وواماندگى » . قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً « 7 » يوشع گفت : « آيا ديدى كه چه شد در وقتي كه نزد آن سنگ قرار گرفتيم ، پس من فراموش كردم امر ما هي را به تو بگويم - يا ترك كردم و
--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 37 . ( 2 ) . تفسير فخر رازي 21 / 145 . ( 3 ) . سورهء كهف : 61 . ( 4 ) . تفسير بيضاوى 3 / 27 . ( 5 ) . مجمع البيان 3 / 481 ؛ تفسير فخر رازي 21 / 146 . ( 6 ) . سورهء كهف : 62 . ( 7 ) . سورهء كهف : 63 .