العلامة المجلسي

730

حياة القلوب ( فارسي )

پس خدا وحى نمود به موسى كه : بگو بني إسرائيل را : هر كه از شما مىخواهد كه من عيش أو را در دنيا طيّب ونيكو گردانم ودر بهشت محلّ أو را عظيم گردانم وأو را در آخرت هم صحبت محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وآل طيّبين أو گردانم پس بكند چنانچه اين جوان كرد ، بدرستى كه آن جوان از موسى عليه السّلام شنيده بود ياد محمد وعلى وآل طيّبين ايشان را وپيوسته صلوات بر ايشان مىفرستاد وايشان را بر جميع خلايق از جن وانس وملائكة تفضيل مىداد ، به اين سبب من اين مال عظيم را براي أو ميسّر گردانيدم تا تنعّم نمايد به روزيهاى نيكو ودوستان خود را بنوازد ودشمنان خود را منكوب گرداند . پس جوان به موسى عليه السّلام گفت : اى پيغمبر خدا ! من چگونه حفظ كنم اين مالها را وچگونه حذر كنم از عداوت دشمنان وحسد حاسدان ؟ موسى عليه السّلام فرمود : بخوان بر اين مال صلوات بر محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وآل طيّبين أو را چنانچه پيشتر مىخواندى به اعتقاد درست ، وبه بركت آن اين مال گرانمايه به دست تو آمد تا خدا اين مال را براي تو حفظ نمايد ، وهر دزدى يا ظالمي يا حاسدي ارادهء بدى كند خدا به لطايف احسان خود ضرر أو را دفع نمايد . در اين وقت آن جوانى كه زنده شده بود ، چون اين سخنان را شنيد عرض كرد : خداوندا ! سؤال مىكنم از تو به آنچه اين جوان از تو سؤال كرده است از صلوات فرستادن بر محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وآل طاهرين أو وتوسل به أنوار مقدسهء ايشان كه مرا باقي بدارى در دنيا تا برخوردار شوم از دختر عمّ خود ، وخوار گردانى دشمنان وحاسدان مرا ومرا خير بسيار به سبب أو روزى فرمائى . پس حق تعالى به موسى عليه السّلام وحى فرستاد كه : اين جوان را به بركت توسل به أنوار مقدسهء ايشان صد وسى سال عمر دادم كه در اين مدت صحيح وسالم باشد ودر قواى أو ضعفي حادث نشود واز همسر خود بهره‌مند گردد ، وچون اين مدت منقضى شود هر دو را با هم از دنيا ببرم ودر بهشت خود جا دهم كه در آنجا متنعّم باشند . اى موسى ! اگر از من سؤال مىكرد آن قاتل بدبخت به مثل سؤالي كه اين جوان نمود ومتوسل به أنوار مقدسهء آن بزرگواران مىگرديد با صحت اعتقاد ، هرآينه أو را از حسد نگاه