العلامة المجلسي

719

حياة القلوب ( فارسي )

طرفي يك رشته به رنگ آسمان . پس موسى عليه السّلام بني إسرائيل را طلبيد به ايشان گفت : خدا شما را امر كرده است كه بر رداهاى خود رشته‌ها به رنگ آسمان بياويزيد كه هرگاه آنها را ببينيد پروردگار خود را ياد كنيد ، حق تعالى كلام خود را بر شما خواهد فرستاد . پس قارون تكبر كرد وقبول نكرد وگفت : اين را آقاها نسبت به غلامان خود مىكنند كه از ديگران ممتاز گردند . چون موسى عليه السّلام با بني إسرائيل از دريا بيرون آمد ، رياست مذبح وتوليت خانهء قرباني را كه « حيوره » مىگفتند به هارون عليه السّلام مفوّض گردانيد كه بني إسرائيل هديه‌ها وقربانيهاى خود را به هارون عليه السّلام مىدادند ، أو در مذبح مىگذاشت ، آتشى از آسمان مىآمد آن را مىسوخت . پس بر قارون حسد هارون غالب شد ، به موسى عليه السّلام گفت : پيغمبرى را تو بردى وحيوره را هارون برد ، من هيچ بهره‌اى ندارم وحال آنكه تورات را بهتر از شما هر دو مىخوانم . حضرت موسى عليه السّلام فرمود : واللّه كه من حيوره را به هارون ندادم ، خدا به أو داده است . قارون گفت : واللّه كه تصديق تو نمىكنم تا بر من امرى ظاهر كنى كه دليل بر اين باشد . موسى عليه السّلام جمع كرد سركرده‌هاى بني إسرائيل را وگفت : بياوريد عصاهاى خود را . وهمه را جمع كرد وانداخت در خانه‌اى كه در آنجا عبادت الهى مىكردند وفرمود كه همه در شب حراست آن عصاها بكنند تا صبح . چون صبح شد فرمود كه عصاها را بيرون آوردند ، در عصاي هيچ‌يك تغييرى نشده بود مگر عصاي هارون عليه السّلام كه آن سبز شده بود وبرگ آورده بود مانند درخت بادام ، حضرت موسى عليه السّلام فرمود : اى قارون ! الحال دانستى كه امتياز هارون از شما از جانب خداست ؟ قارون گفت : اين عجيب‌تر نيست از جادوهاى ديگر كه كردى . غضبناك برخاست وبا اتباع خود از لشكر حضرت موسى جدا شد . باز موسى عليه السّلام با أو مدارا مىكرد ورعايت قرابت أو مىنمود ، أو پيوسته موسى عليه السّلام را آزار مىكرد ، هر روز تكبر ومعانده‌اش زياد مىشد تا آنكه خانه‌اى بنا كرد ، درش را طلا نمود وبر ديوارهاى آن صفحه‌هاى طلا نصب