العلامة المجلسي
708
حياة القلوب ( فارسي )
يكديگر بردارند كه حق تعالى به فضل خود توبهء ايشان را قبول فرمود « 1 » . در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : موسى عليه السّلام هفتاد تن از ميان قوم خود انتخاب كرد وبا خود به طور برد . چون سؤال رؤيت كردند ، صاعقه بر ايشان نازل شد وسوختند . پس موسى عليه السّلام مناجاة كرد كه : پروردگارا ! اينها أصحاب من بودند . وحى به أو رسيد كه : من أصحابي به تو مىدهم كه از ايشان بهتر باشند . موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ! من به ايشان انس گرفتهام وايشان را شناختهام ونامهاى ايشان را دانستهام . سه مرتبه دعا كرد تا خدا ايشان را زنده نمود وپيغمبران گردانيد « 2 » . مؤلف گويد كه : پيغمبر شدن ايشان موافق أصول شيعه مشكل است ، زيرا كه ظاهر حال آن است كه سؤال ايشان گناه بود كه به سبب آن معذّب شدند ، پس چگونه با وجود صدور گناه از ايشان پيغمبر شدند ؟ به چند وجه جواب ممكن است : أول آنكه : ذكر پيغمبرى ايشان بر وجه تقيه شده باشد ، چون أكثر عامه چنين روايت كردهاند . دوم آنكه : چون مردند ، حيات أول كه در آن گناه كرده بودند منقطع شد . اگر در حيات دوم معصوم بوده باشند كافى است براي پيغمبرى ايشان ، ودر اين وجه سخن مىرود . سوم آنكه : سؤال ايشان نيز از جانب قوم بوده باشد وهلاك ايشان بر وجه تعذيب نبوده باشد بلكه براي تأديب قوم بوده باشد ، واين نيز بعيد است . چهارم آنكه : اطلاق پيغمبرى بر ايشان بر وجه مجاز باشد ، يعنى آن قدر خوب شدند بعد از رجعت كه گويا پيغمبران بودند . وجه أول ظاهرتر است . بدان كه اين واقعه از شواهد حقّيت رجعت است كه در اين امّت نيز در زمان حضرت قائم عليه السّلام جمعى به دنيا رجوع خواهند كرد از مردگان ، زيرا كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود
--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 47 . ( 2 ) . رجال كشى 2 / 512 ؛ تفسير عياشى 2 / 30 .