العلامة المجلسي
686
حياة القلوب ( فارسي )
پس بني إسرائيل گفتند : ما خلف وعدهء تو نكرديم به اختيار خود وليكن بار بسيارى از زينت فرعون وقوم أو برداشته بوديم - يعنى زيورهاى ايشان - پس در آتش ريختيم وسامرى آن خاك را در ميان شكم گوساله ريخت وگوساله به صدا آمد به اين سبب ما آن را پرستيديم . چون موسى عليه السّلام به سامرى اعتراض نمود كه : چرا چنين كردى ؟ گفت : من قبضهء خاكى از زير سم أسب جبرئيل برداشته بودم در دريا ، پس آن را در ميان شكم گوساله انداختم تا به صدا درآمد ، وچنين زينت داد براي من نفس من . پس موسى عليه السّلام گوساله را به آتش سوزاند وخاكسترش را در دريا ريخت پس به سامرى گفت : برو تو را جزا اين است كه تا زندهاى بگوئى « لا مساس » يعنى كسى مرا مس نكند ، اين علامت در فرزندان تو باشد تا بشناسند مردم شما را وفريب شما نخورند . تا امروز در مصر وشام معروفند أولاد سامرى وايشان را « لا مساس » مىگويند . پس موسى اراده كرد كه سامرى را بكشد ، پس خدا وحى نمود بسوى أو كه : مكش سامرى را كه أو سخى است « 1 » . به سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى هيچ پيغمبرى را نفرستاد مگر آنكه در زمان أو دو شيطان بودند كه أو را آزار مىكردند ودر ميان امّت أو فتنه مىكردند ومردم را گمراه مىكردند بعد از آن پيغمبر ؛ پس در زمان نوح عليه السّلام قطيفوس وعزام بودند ؛ در زمان إبراهيم عليه السّلام مكيل وزدام ؛ ودر زمان موسى عليه السّلام سامرى ومرعقيبا ؛ ودر زمان عيسى مولس ومريسان ؛ ودر زمان محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم أبو بكر وعمر بودند « 2 » . أيضا روايت كرده است كه : حق تعالى وحى نمود بسوى حضرت موسى كه : من بر تو مىفرستم تورات را كه در آن احكام هست تا چهل روز - يعنى ماه ذي القعدة وده روز از ماه ذي الحجّه - پس حضرت موسى به أصحاب خود فرمود : حق تعالى مرا وعده داده
--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 61 . ( 2 ) . تفسير قمى 1 / 214 ، با كمي اختلاف در بعضي نامها .