العلامة المجلسي

683

حياة القلوب ( فارسي )

وگفتيم به موسى كه : چه باعث شد تو را كه پيشتر از قوم خود بسوى طور آمدى اى موسى ! گفت : ايشان در عقب من مىآيند ، من تعجيل كردم پروردگارا بسوى تو براي آنكه از من خشنود گردى . حق تعالى فرمود : پس ما امتحان كرديم قوم تو را بعد از بيرون آمدن تو از ميان ايشان وگمراه كرد ايشان را سامرى . پس برگشت موسى بسوى قوم خود خشمناك ومحزون وگفت : اى قوم من ! آيا وعده نكرد شما را پروردگار من وعدهء نيكوئى ؟ ! آيا بر شما دراز نمود عهد يا خواستيد كه بر شما نازل شود غضبى از جانب پروردگار شما پس خلاف كرديد وعدهء مرا ؟ ! گفتند : ما خلاف نكرديم وعدهء تو را به اختيار خود وليكن برداشته بوديم بار بسيارى از زينت وزيور فرعونيان را پس انداختيم آنها را بر آتش . سامرى نيز آنچه با أو بود انداخت پس بيرون آورد از براي ايشان گوساله‌اى از طلا كه آن را صدائى مانند صداى گوساله بود . پس گفتند : اين خداى شماست وخداى موسى . پس فراموش كرد موسى كه از براي ملاقاة خدا به طور رفت ، آيا نديدند كه آن گوساله سخنى در جواب ايشان نمىتوانست گفت ومالك نبود از براي ايشان ضررى را ونه نفعي را . وبتحقيق كه گفت به ايشان هارون پيشتر كه : شما مفتون شده‌ايد وفريب خورده‌ايد به گوساله بدرستى كه پروردگار شما خداوند رحمان است پس متابعت كنيد مرا وأطاعت كنيد امر مرا . گفتند : ما ترك نمىكنيم پرستيدن اين گوساله را تا برگردد موسى بسوى ما . موسى گفت : اى هارون ! چه چيز مانع شد تو را در هنگامى كه ديدى ايشان گمراه شدند از آنكه از پى من بيائى به طور ؟ آيا نافرمانى كردى امر مرا ؟ ! هارون گفت : اى فرزند مادر من ! مگير ريش مرا وسر مرا ، من ترسيدم كه اگر از پى تو بيايم بگوئى پراكنده نمودى بني إسرائيل را وسخن مرا أطاعت نكردى . پس به سامرى گفت : چه باعث شد تو را كه چنين كردى ؟ گفت : من ديدم آنچه ايشان نديدند ، در وقتي كه جبرئيل آمد كه فرعون را غرق كند من