العلامة المجلسي
673
حياة القلوب ( فارسي )
فاسق ناميدى وبر ايشان نفرين كردى قسم ياد كردم كه داخل شدن ارض مقدّسه را بر ايشان حرام گردانم بغير يوشع وكالب ، وچهل سال در اين بيابان ايشان را حيران خواهم كرد به جاى آن چهل روز كه تفحّص أحوال عمالقه كردند وامر مرا به تأخير انداختند ، وهمه در اين بيابان خواهند مرد ، وفرزندان ايشان داخل ارض مقدّسه خواهند شد . پس حق تعالى در تيه بر ايشان ابرى فرستاد تنگ كه مانند ابر باران نبود ، بلكه تنگتر وخشكتر ونيكوتر بود از آن ، وهميشه بر بالاى سر ايشان بود ، وبه هر جا كه مىرفتند با ايشان حركت مىكرد وايشان را از گرمى آفتاب حفظ مىكرد . واز براي ايشان عمودى از نور آفريد در شبى كه ماهتاب نبود براي ايشان روشنى مىداد ، ومنّ را براي طعام ايشان فرستاد ، ودر آن خلاف است : بعضي گفتهاند صمغى بود بر درختهاى ايشان مىنشست وبه شيرينى عسل بود ؛ وبعضي گفتهاند ترنجبين بود ؛ وبعضي گفتهاند عسل بود ؛ وبعضي گفتهاند نانهاى تنك بود ؛ وبعضي گفتهاند ربّ غليظى بود . بر هر تقدير هر شب مانند برف بر ايشان مىباريد ، پس گفتند : شيرينى منّ ما را هلاك كرد ! دعا كن كه خدا گوشتى به ما عطا كند . پس حق تعالى سلوى را براي ايشان فرستاد ، ودر آن نيز خلاف است : أكثر گفتهاند مرغى بود شبيه به سماني ؛ وبعضي گفتهاند مرغان سرخ بودند از آسمان بر ايشان مىباريد به قدر يك ميل راه ، ويك نيزه بر روى يكديگر مىنشستند ؛ بعضي گفتهاند مانند جوجهء كبوترى بود كه بال وپرش را دور كرده باشند وبريان كرده باشند ، باد از براي ايشان مىآورد ؛ بعضي گفتهاند مرغان مىآمدند وايشان به دست خود مىگرفتند ؛ وبعضي گفتهاند مرغى چند بود مانند مرغانى كه در هند مىباشند اندكى از گنجشك بزرگتر بودند ؛ بعضي گفتهاند : سلوى عسل بود . پس هر يك به قدر يك شبانه روز برمىداشتند ودر روز جمعه به قدر دو شبانه روز برمىداشتند چون روز شنبه از براي ايشان نمىآمد ، وهر كه زيادة برمىداشت كرم در آن مىافتاد وفاسد مىشد ودر روز ديگر براي أو نمىآمد ، چنانچه در اين امّت هر كه روزى حرام را مىگيرد ، از روزى حلال كه خدا براي أو مقدّر كرده است محروم مىشود . چون آب طلبيدند حضرت موسى عليه السّلام عصا را به سنگ زد تا دوازده نهر عظيم از آن