العلامة المجلسي

670

حياة القلوب ( فارسي )

چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد « 1 » . وباز خلاف است در اين باب كه حطّه در تيه بود يا بعد از بيرون رفتن از تيه ، أكثر را اعتقاد آن است كه بعد از بيرون رفتن از تيه مأمور شدند بني إسرائيل كه چنين داخل درگاه بيت المقدس شوند ، يا دروازهء شهر أريحا ، بنابراين بايد كه موسى عليه السّلام در آن وقت با آنها نباشد . بعضي گفته‌اند : موسى عليه السّلام در تيه قبّه‌اى ساخته بود كه رو به آن نماز مىكردند وآن حضرت امر فرمود ايشان را كه از درگاه آن قبّه خم شده داخل شوند از روى تواضع ، وطلب آمرزش گناهان خود بكنند ، پس مراد از سجود ، ركوع خواهد بود ؛ بعضي گفته‌اند مراد از سجود ، خضوع وشكستگى وتواضع است ؛ بعضي گفته‌اند مراد آن است كه بعد از داخل شدن به سجده روند وطلب مغفرت كنند « 2 » . از أحاديث سابقه ترجيح ميان اين وجوه ظاهر مىشود . ثعلبى در عرايس روايت كرده است كه : حق تعالى وعده داد موسى را كه ارض مقدّسهء شام را به أو وقوم أو عطا فرمايد كه مسكن ايشان باشد ، ودر آن وقت شام را عمالقه متصرّف بودند ، وحق تعالى وعده داد موسى را كه آنها را هلاك گرداند وشام را مسكن بني إسرائيل گرداند . چون بني إسرائيل بعد از غرق شدن فرعون داخل مصر شدند ، حق تعالى امر فرمود ايشان را كه متوجه أريحا شوند از بلاد شام ، وفرمود : من چنين مقدّر كرده‌ام كه آن محلّ قرار شما باشد ، پس برويد با عمالقه جنگ كنيد وأريحا را تصرف نمائيد ، وامر فرمود حق تعالى كه موسى عليه السّلام از قوم خود دوازده نقيب « 3 » قرار دهد ، در هر سبطي يك نقيب كه سركردهء ايشان باشند . بني إسرائيل گفتند : تا أحوال عمالقه بر ما معلوم نشود ما به جنگ ايشان نمىرويم . پس موسى مقرر فرمود كه آن دوازده نقيب بروند وأحوال آن جماعت را معلوم كرده خبر بياورند . چون نقبا به نزديك أريحا رسيدند شخصي از جباران كه أو را عوج بن عناق

--> ( 1 ) . مجمع البيان 2 / 179 و 182 . ( 2 ) . مجمع البيان 1 / 119 . ( 3 ) . نقيب : مهتر قوم ، بزرگ وسرپرست وضامن ورئيس قوم . ( فرهنگ عميد 3 / 2411 ) .