العلامة المجلسي

661

حياة القلوب ( فارسي )

گفته‌اند نان است « 1 » - پس موسى عليه السّلام به ايشان فرمود : آيا طلب مىكنيد كه بدل كنيد آنچه نيكوتر است به آنچه زبونتر است ؟ ! فرورويد بسوى مصر ويا شهري از شهرها ، بدرستى كه در آنجا براي شما هست آنچه سؤال كرديد « 2 » . به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حق تعالى امر فرمود موسى را كه : « ببر بني إسرائيل را به ارض مقدّسه كه كفار را از آنجا بيرون نمايند وخود در آنجا ساكن شوند - وبني إسرائيل را در آن وقت ششصد هزار نفر بودند - پس موسى عليه السّلام به ايشان فرمود : اى قوم من ! داخل شويد در ارض مقدّسه كه خدا براي شما نوشته ومقدّر فرموده است ، ومرتد مشويد وبرمگرديد از پس پشت خود ، پس برگرديد زيانكاران . گفتند : اى موسى ! در ارض مقدّسه گروهى چند هستند كه جبارانند وما تاب مقاومت آنها نداريم ، هرگز ما داخل آن شهر نمىشويم تا آنها بيرون روند از آن شهر ، پس اگر بيرون روند از آن شهر ما داخل مىشويم . پس گفتند دو شخص از آنها كه از خدا مىترسيدند وخدا بر ايشان انعام كرده بود به توفيق طاعت وفرمانبردارى - يعنى يوشع بن نون وكالب بن يوفنا كه دو پسر عمّ موسى عليه السّلام بودند - : اى بني إسرائيل ! داخل شويد بر جباران - يعنى عمالقه - از دروازهء شهر ايشان ، هرگاه داخل شهر شويد پس شما غالبيد بر آنها ، بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد به خدا . گفتند : اى موسى ! ما هرگز داخل اين شهر نمىشويم تا آن جباران در شهر هستند ، پس برو تو وپروردگارت وجنگ كنيد ، بدرستى كه ما اينجا نشسته‌ايم . موسى عليه السّلام عرض كرد : پروردگارا ! من مالك نيستم مگر جان خود وبرادرم را ، پس جدائى بيفكن ميان ما وميان گروه فاسقان . حق تعالى فرمود كه : چون قبول نكردند كه داخل ارض مقدّسه شوند پس بر ايشان

--> ( 1 ) . مجمع البيان 1 / 122 ؛ تفسير طبري 1 / 351 ؛ تفسير روح المعاني 1 / 275 . ( 2 ) . تفسير قمى 1 / 48 .