العلامة المجلسي
660
حياة القلوب ( فارسي )
فصل پنجم در بيان أحوال بني إسرائيل بعد از بيرون آمدن از دريا وحيران شدن ايشان در زمين ، وساير أحوالي كه در اين مدت بر ايشان وارد شده علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : چون بني إسرائيل از دريا بيرون آمدند ، در بيابانى فرود آمدند ، گفتند : اى موسى ! ما را هلاك كردى ، از آبادانى به بيابانى آوردى ! نه سايه هست ونه درختى ونه آبى . پس حق تعالى ابرى بر ايشان فرستاد كه در روز سايه بر ايشان مىافكند وشب « منّ » بر ايشان نازل مىشد ، وبر گياه وسنگ ودرخت مىنشست كه غذاى ايشان بود ، ودر پسين مرغهاى بريان بر خوانهاى ايشان مىافتاد مىخوردند ، چون سير مىشدند مرغ به امر خدا زنده مىشد پرواز مىكرد ! موسى عليه السّلام سنگى داشت كه در ميان لشكر مىگذاشت وعصا را بر آن مىزد دوازده چشمه از آن جارى مىشد ، وبسوى هر سبطي يك چشمه جارى مىشد وايشان دوازده سبط بودند . چون مدتي بر اين حال ماندند گفتند : اى موسى ! ما صبر نتوانيم نمود بر يك طعام ، پس دعا كن پروردگار خود را كه بيرون آورد براي ما از آنچه مىروياند زمين از سبزى وخيار وفوم وعدس وپياز ، فرمود : فوم ، گندم است - وبعضي گفتهاند سير است ، وبعضي