العلامة المجلسي

655

حياة القلوب ( فارسي )

گفت : از ايشان بپرس كه كي آنها را آفريده است ؟ گفتند : فرعون . گفت : از ايشان بپرس كي روزى دهندهء ايشان ومتكفل معيشتشان است ، ودفع مىكند بديها را از ايشان ؟ گفتند : فرعون . پس خربيل گفت : اى پادشاه ! گواه مىگيرم تو را وهر كه حاضر است نزد تو كه پروردگار ايشان پروردگار من است وخالق ايشان خالق من است ورازق ايشان رازق من است واصلاح كنندهء معيشت ايشان اصلاح كنندهء معيشت من است ، ومرا پروردگارى وآفريننده‌اى وروزىدهنده‌اى غير از پروردگار وآفريننده وروزى دهندهء ايشان نيست ، وگواه مىگيرم تو را وحاضران در مجلس تو را كه هر پروردگار وخالق ورازقى كه بغير از پروردگار وخالق ورازق ايشان است من بيزارم از أو واز پروردگارى أو ، وكافرم به خدائى أو - غرض خربيل پروردگار وخالق ورازق واقعي ايشان بود كه پروردگار عالميان است ولهذا نگفت : پروردگارى كه ايشان مىگويند بلكه گفت : پروردگار ايشان ، واين معنى بر فرعون وحاضران آن مجلس مخفى ماند وگمان كردند كه أو مىگويد : فرعون پروردگار وخالق ورازق من است - . پس فرعون رو كرد به آن جماعت وگفت : اى مردان بدكردار ! واى طلب كنندگان فساد در ملك من ! واراده كنندگان فتنه ميان من وميان پسر عم وياور من ! شمائيد مستحقّ عذاب من ، كه خواستيد كه امر مرا فاسد كنيد وپسر عم مرا هلاك كنيد ودر پادشاهى من رخنه بيندازيد . پس امر كرد ميخها آوردند وآنها را خوابانيدند ، بر ساقها وسينه‌هاى آنها ميخها زدند وفرمود : بطلبيد آنها را كه شانه‌هاى آهنين دارند ، وامر كرد به شانهء آهن گوشت بدنشان را از استخوانها جدا كردند ! پس اين است كه حق تعالى مىفرمايد : « خدا أو را نگاهداشت از مكرهاى بد ايشان » كه بد أو را به فرعون گفتند كه أو را هلاك كنند « ووارد شد بر آل