العلامة المجلسي
630
حياة القلوب ( فارسي )
بنمايد كه من به آسمان بالا مىخواهم بروم با خداى آسمان جنگ كنم ! پس امر كرد هامان را كه آن قصر را بنا كند تا آنكه پنجاه هزار بنّا جمع كرد بغير از آنها كه آجر مىپختند وچوب مىتراشيدند ودرها مىساختند وميخها بعمل مىآوردند ، تا آنكه بنائي ساخت كه از ابتداى دنيا تا آن وقت بنائي به آن رفعت ساخته نشده بود ، وپى بىآن بنا را بر كوهى گذاشته بودند ، پس حق تعالى كوه را به زلزله درآورد كه آن عمارت را بر سر بنّايان وكاركنان وساير حاضران منهدم گردانيد وهمه هلاك شدند . پس فرعون به حضرت موسى گفت : تو مىگوئى پروردگار تو عادل است وظلم نمىكند ، از عدالت أو بود كه اين قدر مردم را هلاك كرد ؟ ! پس از ما دور شو با لشكر خود ورسالت پروردگار خود را به ايشان برسان . حق تعالى وحى فرمود به حضرت موسى كه : از أو دور شو وأو را به حال خود بگذار كه مىخواهد لشكر از براي خود جمع كند وبا تو جنگ كند ، وميان خود وميان أو مدتي مقرر ساز ولشكر خود را با خود ببر كه به أمان تو أيمن باشند وبناها بسازيد وخانههاى خود را بر روى يكديگر بسازيد يا موافق قبله بسازيد - ودر روايت معتبر وارد شده است كه : يعنى در خانههاى خود نماز بكنيد « 1 » - پس موسى ميان خود وفرعون چهل روز وعده قرار داد . حق تعالى به موسى عليه السّلام وحى فرمود كه : از براي تو لشكر جمع مىكند ، تو مترس كه دفع مكر وضرر أو از تو خواهم كرد . پس موسى عليه السّلام از مجلس فرعون بيرون آمد وعصا به همان طريق اژدهائى عظيم بود از پى أو مىرفت وفرياد مىكرد : برگرد ، أو برمىگشت ومردم نظر مىكردند ومتعجب بودند وترسان وهراسان از آن مىگريختند تا آنكه به لشكرگاه خود داخل شد ، پس عصا را گرفت به صورت أول برگشت ، قوم خود را جمع كرد ومسجدى بنا كرد . چون مدت مهلت ميان موسى وفرعون منقضى شد حق تعالى وحى فرمود به موسى كه : عصا را بر
--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 315 .