العلامة المجلسي
608
حياة القلوب ( فارسي )
مؤلف گويد : بعيد نيست كه حق تعالى موسى را به طىّ الأرض در يك شب از حوالي شام به كربلا آورده باشد . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه : چون موسى عليه السّلام مدت اجاره را تمام نمود وبا أهل خود بسوى بيت المقدس روانه شد ، راه را غلط كرد ، پس آتشى از دور ديد واز پى آتش رفت « 1 » . وبه سند صحيح منقول است كه بزنطى از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيد : دخترى كه موسى عليه السّلام به نكاح خود درآورد همان دختر بود كه از پى موسى عليه السّلام رفت وأو را به نزد شعيب عليه السّلام آورد ؟ گفت : بلى . فرمود كه : چون خواست موسى عليه السّلام از حضرت شعيب جدا شود وبه مصر برگردد شعيب گفت كه : داخل آن خانه شو ويكى از اين عصاها را بگير كه با خود نگاه دارى ودرندگان را از خود دفع كنى ؛ وبه شعيب عليه السّلام رسيده بود خبر آن عصائى كه موسى برداشت وكارهائى كه از آن مىآيد . چون موسى داخل خانه شد يكى از آن عصاها جست وبه دست أو آمد ، چون به نزد شعيب آورد آن عصا را شناخت وگفت : اين را بگذار وديگرى را بردار . چون موسى برگشت آن را گذاشت خواست ديگرى را بردارد باز همان عصا حركت نموده به دست أو آمد ، چون به نزد شعيب آورد گفت : نگفتم ديگرى را بردار ؟ ! موسى گفت : سه مرتبه اين را برگردانيدم باز همين عصا به دست من مىآيد . شعيب گفت : همين را بردار كه از براي تو مقدّر شده است . بعد از آن هر سال يك مرتبه موسى به زيارة شعيب مىآمد وشرايط خدمت أو را بجا مىآورد ، چون شعيب طعام مىخورد بر بالاى سرش مىايستاد ونان از براي أو ريزه مىكرد « 2 » .
--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 250 ؛ قصص الأنبياء راوندى 151 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 152 .