العلامة المجلسي
586
حياة القلوب ( فارسي )
كاهنان وساحران أو گفتند كه : هلاك دين تو وقوم تو بر دست پسرى خواهد بود كه امسال در بني إسرائيل متولد خواهد شد . پس فرعون قابلهها بر زنان بني إسرائيل موكّل گردانيد وامر كرد هر پسرى كه در اين سال متولد شود بكشند ، وبر مادر موسى يك قابله موكّل كرده بود . چون بني إسرائيل اين واقعه را ديدند گفتند : هرگاه پسران را بكشند ودختران را زنده بگذارند ، ما همه هلاك خواهيم شد ونسل ما باقي نخواهند ماند ، بيائيد با زنان نزديكى نكنيم . عمران پدر موسى به ايشان گفت : بلكه مباشرت با زنان خود بكنيد كه امر خدا ظاهر خواهد شد وآن فرزند موعود متولد خواهد شد هر چند نخواهند مشركان ، وگفت : هر كه جماع زنان را بر خود حرام كند من حرام نمىكنم ، وهر كه ترك كند من ترك نمىكنم . وبا مادر موسى مجامعت نمود وأو حامله شد ، پس قابلهاى موكّل كردند بر مادر موسى كه أو را حراست نمايد ، وهرگاه مادر موسى برمىخاست أو برمىخاست ، وهرگاه مىنشست أو مىنشست ، وچون حامله شد به موسى محبّتى از أو در دلها افتاد وچنين مىباشد همهء حجتهاى خدا بر خلق . پس قابله به أو گفت : چه مىشود تو را كه چنين زرد وگداخته مىشوى ؟ گفت : مرا ملامت مكن بر اين حال ، چون چنين نشوم وحال آنكه فرزند من چون متولد شود أو را خواهند كشت ؟ ! قابله گفت : اندوهناك مباش كه من فرزند تو را از ايشان مخفى خواهم گردانيد . مادر موسى اين سخن را از أو باور نكرد . پس چون موسى عليه السّلام متولد شد وقابله پيدا شد ، مادر موسى شروع به اضطراب كرد ، قابله گفت : من نگفتم كه فرزند تو را مخفى مىكنم ؟ ! پس قابله موسى را برداشت بسوى مخزن برد وأو را در جامهها پيچيد وبيرون آمد به نزد پاسبانان فرعون كه در خانه جمع شده بودند وگفت : برگرديد كه پارهاى خون از أو افتاد ودر شكم أو فرزندى نبود .