العلامة المجلسي

573

حياة القلوب ( فارسي )

وجمعى از مفسّران گفته‌اند كه حضرت شعيب بر دو طايفه مبعوث شد : يك مرتبه بر أهل مدين مبعوث شد وايشان به صداى مهيب كه موجب زلزلهء زمين گرديد هلاك شدند ، وبعد از آن بر أهل بيشه مبعوث گرديد وايشان به ابر صاعقه بار سوختند « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام منقول است كه : أول كسى كه كيل وترازو ساخت ، حضرت شعيب پيغمبر بود كه به دست خود ساخت ، پس قوم أو كيل مىكردند وحقّ مردم را تمام مىدادند ، پس بعد از آن شروع كردند در كم كردن كيل وترازو ودزدى ، پس ايشان را زلزله گرفت وبه آن معذّب گرديدند تا هلاك شدند « 2 » . وابن بابويه وقطب راوندى رحمة اللّه عليهما به سند خود از ابن عباس ووهب بن منبه روايت كرده‌اند كه : حضرت شعيب وأيوب وبلعم بن باعورا از فرزندان گروهى بودند كه ايمان آوردند به حضرت إبراهيم در روزى كه از آتش نمرود نجات يافت ، وبا أو هجرت كردند به شام ، پس دختران لوط عليه السّلام را به ايشان تزويج كرد ، پس هر پيغمبرى كه پيش از فرزندان يعقوب عليه السّلام وبعد از إبراهيم عليه السّلام بود از نسل اين جماعت بودند . وحق تعالى شعيب عليه السّلام را بر أهل مدين فرستاد به پيغمبرى ، وآنها از قبيلهء حضرت شعيب نبودند ، وپادشاه جبارى بر ايشان حاكم بود كه هيچ‌يك از پادشاهان عصر أو تاب مقاومت أو نداشتند ، وآن گروه با كفر به خدا وتكذيب پيغمبر خدا كم مىكردند كيل ووزن را هرگاه از براي ديگرى كيل ووزن مىكردند واز براي خود تمام مىگرفتند . وپادشاه ، ايشان را امر مىكرد به حبس كردن طعام وكم نمودن كيل ووزن . شعيب عليه السّلام چندان كه ايشان را موعظه كرد سودى نبخشيد ، تا آنكه آن پادشاه شعيب عليه السّلام را وآنها را كه به أو ايمان آورده بودند از آن شهر بيرون كرد . پس خدا گرما وابر سوزنده بر ايشان فرستاد كه ايشان را بريان كرد ، ونه روز در آن عذاب ماندند كه آب ايشان به مرتبه‌اى گرم شد كه نمىتوانستند آشاميد ، پس رفتند بسوى

--> ( 1 ) . مجمع البيان 2 / 450 ؛ تفسير فخر رازي 24 / 164 ؛ تفسير بغوى 2 / 182 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 142 .