العلامة المجلسي
570
حياة القلوب ( فارسي )
كنندگان است . گفتند بزرگان وسركردهها از قوم أو كه تكبر مىكردند از قبول حق : البتة تو را بيرون مىكنيم اى شعيب وآنها را كه ايمان آوردهاند با تو از قريهء ما ، مگر آنكه برگرديد در ملت ما . شعيب گفت : هر چند ما نمىخواهيم ما را بسوى ملت خود برمىگردانيد ؟ بتحقيق كه افتراى دروغ بر خدا بسته خواهيم بود اگر داخل شويم در ملت شما بعد از آنكه خدا ما را نجات داده است از آن ، وما را نيست كه برگرديم به آن دين باطل بدون فرمودهء خدا ، علم پروردگار ما به همه چيز احاطه كرده است ، بر خدا توكل كرديم ، خداوندا ! حكم كن ميان ما وميان قوم ما به حق وتو بهترين حكمكنندگانى . وگفتند آن گروه كه كافر شده بودند از قوم أو : اگر متابعت كنيد شعيب را البتة خواهيد بود زيانكاران . پس گرفت ايشان را زلزله وصبح كردند در خانهء خود مردگان ، آنها كه تكذيب كردند شعيب را گويا هرگز در آن خانهها نبودند ، آنها كه شعيب را تكذيب كردند زيانكاران بودند ، پس پشت كرد شعيب از ايشان وفرمود : اى قوم ! بتحقيق كه به شما رسانيدم رسالتهاى پروردگار خود را ، ونصيحت كردم شما را ، پس چگونه تأسف خورم واندوهناك باشم براي گروهى كه كافر بودند » « 1 » . ودر سورهء هود فرموده است : « فرستاديم بسوى مدين برادر ايشان شعيب را ، فرمود : اى گروه ! بپرستيد خدا را ، نيست شما را خدائى بجز أو ، وكم مكنيد كيل وترازو را ، بدرستى كه من شما را مىبينم به خير ودر نعمت وفراوانى ، وبدرستى كه مىترسم بر شما عذاب روزى را كه احاطه كند به شما . واى قوم من ! تمام بدهيد حقّ مردم را در كيل وترازو ، وبه عدالت وراستى ، وكم مكنيد از مردم حقوق ايشان را ، وسعى مكنيد در زمين به فساد ، كه مال حلال بهتر است براي شما اگر ايمان داريد ، ومن نيستم حفظكننده بر شما بلكه بر من نيست مگر تبليغ رسالت .
--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 85 - 93 .