العلامة المجلسي
561
حياة القلوب ( فارسي )
نفرت خلق باشند ، زيرا كه منافى غرض بعثت ايشان است ، پس ممكن است كه اين أحاديث موافق روايات وأقوال عامه بر وجه تقيه وارد شده باشد اگر چه به حسب دليل ، مشكل است اثبات كردن استحالهء اين نوع از امراض منفره كه بعد از ثبوت نبوّت وفراغ از تبليغ رسالت باشد ، خصوصا هرگاه بعد از آن چنين معجزات در دفع آنها ظاهر شود كه موجب مزيد تشييد امر نبوت ايشان باشد . امّا بعضي از روايات موافق قول ايشان نيز وارد شده است ، چنانچه ابن بابويه رحمه اللّه به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت ايّوب عليه السّلام هفت سال مبتلا گرديد بىآنكه گناهى از أو صادر شده باشد ، زيرا كه پيغمبران معصوم ومطهرند ، وگناه نمىكنند ، وميل به باطل نمىنمايند ، ومرتكب گناه صغيره وكبيره نمىشوند ، وفرمود كه : ايّوب عليه السّلام با آن بلاهاى عظيم كه به آنها مبتلا شد بوى بد بهم نرسانيد وقباحتى در صورتش بهم نرسيد وچرك وخون از أو بيرون نيامد ، وچنان نشد كه كسى أو را بيند واز أو نفرت نمايد ، يا كسى كه أو را مشاهده نمايد از أو وحشت كند ، وكرم در بدنش نيفتاد ، وچنين مىكند خدا به هر كه مبتلا گرداند أو را از پيغمبران ودوستان كه گراميند نزد أو ، ومردم كه از أو اجتناب مىكردند از فقر وبىچيزى أو بود ، واز آنكه در نظر ايشان بىقدر شده بود به سبب آنكه جاهل بودند به آن قدر ومنزلتي كه أو را نزد حق تعالى بود ، وگمان مىكردند كه امتداد بليّهء أو از بىمقدارى اوست نزد خدا ، وحال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : پيغمبران از همه كس بلاى ايشان عظيمتر است ، وبعد از ايشان هر كه نيكوتر است بلايش بيشتر است . وخدا أو را مبتلا گردانيد به چنان بلائي كه در نظر مردم سهل شد تا آنكه دعوى خدائى براي أو نكنند در وقتي كه معجزات عظيمه از أو مشاهده كنند ، وحق تعالى نعمتهاى بزرگ به أو كرامت فرمايد ، واز براي اينكه استدلال كنند بر آنكه ثواب خدا بر دو قسم است : از روى استحقاق بعمل ، واز روى اختصاص به بلا . واز براي آنكه حقير نشمارند ضعيفى را به سبب ضعف أو ، ونه فقيرى را به سبب فقر أو ، ونه بيمارى را به سبب بيمارى أو ، وبدانند كه خدا هر كه را مىخواهد بيمار مىكند ، وهر كه را مىخواهد شفا مىدهد در هر وقت كه