العلامة المجلسي
560
حياة القلوب ( فارسي )
پروردگارش را بدرستى كه مس كرده است ودريافته است مرا شيطان به تعب ومشقت ومكروه بسيار ، پس به أو گفتيم : بزن پاى خود را بر زمين كه بهم رسد آب سردى كه در آن غسل كنى وبياشامى واز دردها بيرون آئى ، وبخشيديم به أو اهلش را ومثل ايشان را با ايشان براي رحمتي از ما ويادآورى براي صاحبان عقلها ، وبگير به دست خود دستهاى از چوب وبزن به آن زن خود را ومخالفت سوگند من مكن ، بدرستى كه ما أو را يافتيم نيكو بندهاى ، وبدرستى كه أو بسيار بازگشتكننده بود بسوى ما » « 1 » ، اين بود ترجمهء آيات . ودر اين حديث وچند حديث ديگر وارد شده است كه : مراد از « مثل أهل أو » كه خدا فرموده است به أو عطا كرديم آن است كه : مثل اين فرزندان كه در اين بليّه هلاك شده بودند از فرزندانى كه قبلا فوت شده بودند زنده فرمود . وبعضي گفتهاند كه : مثل آنها كه زنده شدند بعدا از زوجهاش به أو عطا فرمود « 2 » . امّا مسلط گردانيدن شيطان بر مال وجسد آن حضرت : پس بعضي از متكلمين شيعه مثل سيّد مرتضى رحمه اللّه انكار اين كردهاند واستبعاد كردهاند كه حق تعالى شيطان را بر پيغمبرانش مسلط گرداند ، وبه محض اين استبعاد مشكل است أحاديث معتبرهء بسيار را طرح كردن ، وهرگاه حق تعالى اشقياى انس را به اختيار خود گذارد كه پيغمبران واوصياى ايشان را شهيد كنند وأنواع اذيتها به ايشان رسانند وأكثر به تحريك وتسويل شيطان « عليه اللعنة » واقع شود ، چه استبعاد دارد كه شيطان را به اختيار خود گذارد براي مصلحتى كه ضررى به بدنهاى ايشان رساند كه موجب مزيد اجر وثواب ايشان شود ، بلى مىبايد شيطان را بر دين وعقل ايشان مسلط نگرداند . وامّا آنچه در روايات وارد شده است كه كرم در بدن مبارك آن حضرت بهم رسيد وتعفّنى در آن حادث شد كه موجب نفرت مردم شد ، أكثر متكلمين شيعه انكار كردهاند اين را بنابر اصلى كه ايشان ثابت كردهاند كه مىبايد پيغمبران خالى باشند از چيزى كه موجب
--> ( 1 ) . سورهء ص : 41 - 44 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 74 ؛ مجمع البيان 4 / 59 ؛ قصص الأنبياء راوندى 140 .