العلامة المجلسي

559

حياة القلوب ( فارسي )

گرفت وبراي ايّوب آورد ؛ چون آن حضرت گيسوهاى أو را بريده ديد به غضب آمد وسوگند ياد كرد كه صد چوب بر أو بزند ؛ چون سبب بريدن آنها را عرض كرد ، حضرت غمگين شد واز سوگند خود پشيمان گرديد ، حق تعالى به أو وحى نمود : بگير دسته‌اى از چوبهاى خوشهء خرما را كه صد تركه باشد وبه يك‌دفعه بر بدن زن خود بزن تا مخالفت سوگند خود نكرده باشى . پس حق تعالى زنده كرد براي أو آن فرزندان كه پيش از اين بليّه مرده بودند ، وفرزندانى كه در اين بليّه هلاك شده بودند كه با آن حضرت زندگانى كنند . پس ، از آن حضرت پرسيدند : در اين بلاها كه بر تو وارد شد كدام بلا بر تو صعب‌تر نمود ؟ فرمود : شماتت دشمنان . پس حق تعالى پروانهء طلا بر خانهء أو باريد وأو جمع مىكرد وآنچه را باد مىبرد دنبالش مىدويد وبرمىگردانيد . جبرئيل گفت : سير نمىشوى اى ايّوب ؟ ! فرمود : كي از فضل پروردگارش سير مىشود « 1 » ؟ ! مؤلف گويد : جمع كردن آن از حرص دنيا نيست بلكه براي قبول كردن نعمت حق تعالى است ، وبه اين سبب فرمود : اين را مىخواهم كه از جانب أو مىآيد ودلالت بر لطف واحسان أو مىكند . حق تعالى فرموده است : « يادآور ايّوب را در وقتي كه ندا كرد پروردگارش را بدرستى كه مرا دريافته است حال بد ، ومشقّتم به نهايت رسيده است ، وتو رحم كنندهء رحم‌كنندگانى ، پس مستجاب كرديم دعاى أو را وهر آزارى كه داشت از أو دور كرديم وبه أو عطا كرديم اهلش را ، ومثل ايشان را با ايشان به أو داديم به سبب رحمتي از جانب ما تا مذكّرى گردد براي عبادت كنندگان » « 2 » . ودر جاى ديگر فرموده است : « به يادآور بندهء ما ايّوب را در وقتي كه ندا كرد

--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 239 . ( 2 ) . سورهء أنبياء : 83 و 84 .