العلامة المجلسي
546
حياة القلوب ( فارسي )
يوسف عليه السّلام فرمود كه : اندوه شديدي بر أو داشتهاى كه چنين كردهاى ، بگو كه چه نام كردهاى آنها را ؟ گفت : بالعا وأخيرا وأشكل وأحيا وخير ونعمان وادر وارس وحيتم وميتم « 1 » . گفت : معنى اينها را بگو . گفت : بالعا براي اين نام كردهام كه زمين ، برادرم را فروبرد ؛ وأخيرا براي آنكه فرزند أول مادر من بود ؛ وأشكل براي آنكه برادر پدرى ومادرى من بود « 2 » ؛ وخير براي آنكه در هر جا كه بود خير بود ؛ ونعمان براي آنكه عزيز بود نزد مادر وپدر ؛ وادر براي آنكه بمنزلهء گل بود در حسن وجمال ؛ وارس براي آنكه به مثابهء سر بود از بدن ؛ وحيتم براي آنكه پدرم گفت كه زنده است ؛ وميتم براي آنكه اگر أو را ببينم ديدهام روشن مىشود وسرورم تمام مىشود . حضرت يوسف فرمود : مىخواهم برادر تو باشم بدل آن برادر تو كه هلاك شده است . ابن يامين گفت : كي مىيابد برادرى مثل تو ، امّا تو از يعقوب وراحيل بهم نرسيدهاى . پس حضرت يوسف گريست وأو را دربرگرفت وگفت : من برادر تو يوسفم ، غمگين مباش وبرادران خود را بر اين امر مطّلع مساز « 3 » . مؤلف گويد : چون در اين قصهء غريبه ، علماء اشكالات وارد ساختهاند ، وأكثر خلق را شبهههاى بسيارى در خاطر مىخلد ، اگر اشارهء مجملى به جواب آنها بشود مناسب است : أول آنكه : چگونه يعقوب عليه السّلام يوسف عليه السّلام را تفضيل داد در محبت وملاطفت تا آنكه باعث اين مفاسد گرديد ، وحال آنكه تفضيل بعضي از فرزندان بر بعضي روا نيست ، خصوصا هرگاه مورث اين مفاسد باشد ؟ جواب آن است كه : تفضيلى كه خوب نيست آن است كه آن محض محبت بشريت باشد وجهت ديني در آن منظور نباشد ، ومحبت يعقوب نسبت به يوسف عليه السّلام از جهت
--> ( 1 ) . در مصدر : « بالعا وأخير وأشكل وأحيا وخير ونعمان وورد ورأس وحيثم وعيتم » مىباشد . ( 2 ) . در مصدر آمده است كه : « وامّا أحيا فلكونه كان حييا » يعنى : وأحيا براي آنكه بسيار باحيا بود . ( 3 ) . عرائس المجالس 131 .