العلامة المجلسي

533

حياة القلوب ( فارسي )

گفته‌اند كه ميان خواب ديدن يوسف واجتماع أو با پدرش هشتاد سال بود ، بعضي گفته‌اند كه هفتاد سال ، وبعضي چهل سال گفته‌اند ، وبعضي هيجده سال گفته‌اند . واز حسن بصرى روايت كرده‌اند : در وقتي كه يوسف را به چاه انداختند هفده سال بود ، ودر بندگى وزندان وپادشاهى هشتاد سال ماند ، وبعد از رسيدن به پدر وخويشان بيست وسه سال زندگى كرد ، پس مجموع عمر آن حضرت صد وبيست سال بود « 1 » . واز بعضي روايات شيعه نيز مفهوم مىشود كه مدت مفارقت ، زيادة از بيست سال بوده باشد « 2 » . أيضا از اين حديث ظاهر مىشود كه بنيامين از مادر يوسف عليه السّلام نبوده است بلكه از خالهء أو بوده است ، وجمع كثير از مفسران نيز چنين قائل شده‌اند ، مىگويند كه آنچه در آية واقع شده است كه أبوين خود را به تخت بالا برد بر سبيل مجاز است ومراد پدر وخاله است ، وخاله را مادر مىگويند چنانچه عمو را پدر مىگويند ، وراحيل مادر يوسف عليه السّلام فوت شده بود . بعضي مىگويند كه راحيل را خدا زنده كرد تا خواب أو درست شود ، وبعضي گفته‌اند كه مادرش در آن وقت هنوز زنده بود ، قول أول أقوى است « 3 » ، چنانچه در حديث معتبر ديگر منقول است كه : از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيدند كه : يعقوب عليه السّلام چون به نزد يوسف عليه السّلام آمد چند پسر همراه أو بودند ؟ فرمود : يازده پسر . پرسيدند كه : بنيامين فرزند مادر يوسف بود يا فرزند خالهء أو ؟ فرمود : فرزند خالهء أو بود « 4 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون عزيز امر كرد كه حضرت يوسف را به زندان بردند ، حق تعالى علم تعبير خواب را به آن حضرت تعليم نمود ، پس از

--> ( 1 ) . تفسير فخر رازي 18 / 214 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 176 . ( 3 ) . رجوع شود به مجمع البيان 3 / 264 وتفسير فخر رازي 18 / 210 . ( 4 ) . تفسير عياشى 2 / 197 .