العلامة المجلسي

518

حياة القلوب ( فارسي )

زندگانى كرد ، پس مجموع عمر شريف آن حضرت صد وده سال بود « 1 » . در حديث معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : يعقوب عليه السّلام بر يوسف آن قدر گريست كه ديده‌اش نابينا شد ، تا آنكه به أو گفتند : بخدا سوگند كه پيوسته ياد مىكنى يوسف را تا آنكه بيمار شوى ومشرف بر هلاك گردى يا هلاك شوى . ويوسف بر مفارقت يعقوب آن قدر گريست كه أهل زندان متأذّى شدند وگفتند : يا در شب گريه بكن روز ساكت باش يا در روز گريه بكن وشب ساكت باش ، پس با ايشان صلح كرد كه در يكى از شب وروز گريه كند ودر ديگرى ساكت باشد « 2 » . وپيشتر در حديث معتبر گذشت كه : يوسف عليه السّلام از پيغمبرانى بود كه با پيغمبرى ، پادشاهى داشتند ومملكت آن حضرت مصر وصحراهاى مصر بود واز آن تجاوز نكرد « 3 » . وبه سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : يعقوب وعيص در يك شكم متولد شدند ، بعد از أو يعقوب به اين سبب أو را يعقوب ناميدند كه در عقب عيص متولد شد ، ويعقوب را إسرائيل مىگفتند يعنى بندهء خدا ، چون « اسرا » به معنى بنده است و « ئيل » اسم خداست ؛ به روايت ديگر « اسرا » به معنى قوّت است ، يعنى قوّت خدا « 4 » . واز كعب الأحبار روايت كرده‌اند كه : يعقوب خدمت بيت المقدس مىكرد ، أول كسى كه داخل بيت المقدس مىشد وآخر كسى كه بيرون مىآمد أو بود ، وقنديلهاى بيت المقدس را أو مىافروخت ، چون صبح مىشد مىديد كه قنديلها خاموش شده است ؛ پس شبى در مسجد بيت المقدس ماند ودر كمين نشست ، ناگاه ديد يكى از جنّيان قنديلها را خاموش مىكند ، پس أو را گرفت بر يكى از ستونهاى بيت المقدس بست ، چون صبح شد مردم ديدند كه يعقوب جنّى را أسير كرده وبر ستون مسجد بسته است ! اسم آن جنّى

--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 208 ؛ قصص الأنبياء راوندى 138 . ( 2 ) . خصال 273 ؛ امالى شيخ صدوق 121 . ( 3 ) . خصال 248 ؛ تفسير عياشى 2 / 340 . ( 4 ) . علل الشرايع 43 ؛ معاني الأخبار 49 .