العلامة المجلسي
493
حياة القلوب ( فارسي )
آخرت بهتر است از براي آنها كه ايمان آوردهاند وپرهيزكارند » « 1 » . پس امر كرد يوسف عليه السّلام كه انبارها را از سنگ وساروج بنا كردند ، وامر كرد كه زراعتهاى مصر را درو كردند وبه هر كس به قدر قوت أو داد وباقي را در خوشه گذاشت وخرد نكرد ودر انبارها ضبط كرد ، ومدت هفت سال چنين مىكرد . چون سالهاى خشكسالى وقحط درآمد آن خوشهها را كه ضبط كرده بود بيرون مىآورد وبه آنچه مىخواست مىفروخت ، وميانهء أو وپدرش هيجده روز راه بود ، ومردم از أطراف عالم بسوى مصر مىآمدند كه از يوسف عليه السّلام طعام بگيرند . ويعقوب وفرزندانش بر باديه فرود آمده بودند كه در آنجا مقل « 2 » بسيار بود ، پس برادران يوسف قدرى از آن مقل گرفتند وبسوى مصر بار بستند كه آذوقه از مصر بياورند . ويوسف عليه السّلام خود متوجه فروختن مىشد وبه ديگرى نمىگذاشت ، چون برادران يوسف عليه السّلام به نزد أو آمدند ايشان را شناخت وايشان أو را نشناختند ، وآنچه مىخواستند به ايشان داد ، ودر كيل احسان نمود نسبت به ايشان ، پس به ايشان گفت : كيستيد شما ؟ گفتند : ما فرزندان يعقوبيم ، أو پسر إسحاق است وأو پسر إبراهيم خليل خداست كه نمرود أو را به آتش انداخت ونسوخت وخدا آتش را بر أو سرد وسلامت گردانيد . فرمود : چون است حال پدر شما وچرا أو نيامده است ؟ گفتند : مرد پير ضعيفى است . فرمود : آيا شما را برادرى ديگر هست ؟ گفتند : برادر ديگر داريم كه از پدر ماست واز مادر ديگر است . فرمود : چون بسوى من برگرديد بار ديگر ، آن برادر را با خود بياوريد ، آيا نمىبينيد كه من وفا مىكنم كيل را ، ونيكو رعايت مىكنم هر كه را بسوى من مىآيد ، پس اگر آن برادر را با خود نياوريد كيلى نخواهد بود شما را نزد من ، وشما را نزديك خود نخواهم طلبيد .
--> ( 1 ) . سورهء يوسف : 56 و 57 . ( 2 ) . مقل : صمغ درختى است كه در سواحل بحر عمان وهندوستان مىرويد ، طعمش تلخ است . ( فرهنگ عميد 3 / 2293 ) .