العلامة المجلسي
471
حياة القلوب ( فارسي )
عطا فرموده است آنچه به احدى از عالميان نداده است ، آيا ما براي تو خرجى قرار كنيم كه در ميان ما وايشان سدّى بسازى ؟ ذو القرنين فرمود : آنچه خدا به من داده است بهتر است از خرجى كه شما به من بدهيد ، پس شما مرا يارى كنيد به قوّتى كه در ميان شما وايشان سدّى بسازم ، بياوريد پارههاى آهن را . گفتند : از كجا بياوريم اين قدر آهن ومس كه براي اين سد كافى باشد ؟ فرمود : من شما را دلالت مىكنم بر معدن آهن ومس . گفتند : به كدام قوّت ما قطع كنيم آهن ومس را ؟ پس از براي ايشان معدن ديگر بيرون آورد از زير زمين كه آن را « سامور » مىگفتند ، واز همه چيز سفيدتر بود ، وهر قدرى از آن را بر هر چيز كه مىگذاشتند آن را مىگداخت ، پس از آن آلتى چند براي ايشان ساخت كه به آنها در معدن كار مىكردند - وبه همين آلت حضرت سليمان عليه السّلام ستونهاى بيت المقدس را ، وسنگهائى كه شياطين از معدنها براي أو مىآوردند قطع مىكرد - پس جمع كردند از آهن ومس براي ذو القرنين آنچه از براي سد كافى بود ، پس گداختند آهنها را وقطعهها از آن ساختند مانند تختههاى سنگ ، وبه جاى سنگ در سد آهن گذاشتند ، ومس را گداختند وآن را به جاى گل در ميان آهنها ريختند ، وميان دو كوه يك فرسخ بود . وفرمود كه پى بىآن را فرو بردند تا به آب رسانيدند ، وعرض سد را يك ميل نمود ، وپارههاى آهن را بر روى يكديگر گذاشتند ، ومس را آب مىكردند ودر ميان آهنها مىريختند كه يك طبقه از مس بود ويك طبقه از آهن ، تا آنكه آن سد برابر آن دو كوه شد ، پس آن سد به منزلهء جامه خيره مىنمود از سرخى مس وسياهى آهن . پس يأجوج ومأجوج هر سال يك مرتبه به نزد آن سد مىآيند ، زيرا كه ايشان در بلاد مىگردند وچون به سد مىرسند مانع ايشان مىشود وبرمىگردند ، وپيوسته بر اين حال هستند تا نزديك قيامت كه علامات آن ظاهر شود ، واز جملهء علامات قيامت ظهور قائم آل محمد صلوات اللّه عليه است ، در آن وقت حق تعالى سد را براي ايشان مىگشايد ،