العلامة المجلسي
456
حياة القلوب ( فارسي )
وبه سند معتبر از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : ذو القرنين بندهء صالحي بود كه خدا أو را حجت گردانيده بود بر بندگانش ، پس قومش را به دين حق خواند وامر كرد ايشان را به پرهيزكارى از معاصي ، پس ضربتي بر جانب راست سرش زدند پس غايب شد از ايشان مدتي تا آنكه گفتند مرد يا هلاك شد يا به كدام بيابان رفت ، پس ظاهر شد وبرگشت بسوى قوم خود ، باز ضربت زدند بر جانب چپ سر أو ، وبدرستى كه در ميان شما كسى هست كه بر سنّت أو خواهد بود - يعنى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام - وبدرستى كه حق تعالى تمكين داد أو را در زمين واز هر چيز سببي به أو عطا فرمود ، وبه مغرب ومشرق عالم رسيد ، وبزودى خدا سنّت أو را در قائم از فرزندان من جارى خواهد كرد ، ومشرق ومغرب دنيا را طي خواهد كرد تا آنكه نماند هيچ صحرا ودشت وكوهى كه ذو القرنين طي كرده باشد مگر آنكه أو طي كند ، وخدا گنجها ومعدنهاى زمين را براي أو ظاهر گرداند ، ويارى دهد أو را به آنكه ترس أو را در دلهاى مردم اندازد ، وزمين را پر از عدالت وراستى كند بعد از آنكه پر از ظلم وجور شده باشد « 1 » . وبه سندهاى صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : ذو القرنين پيغمبر نبود وليكن بندهء شايسته بود كه خدا را دوست داشت وأطاعت وفرمانبردارى كرد خدا را ، پس خدا أو را أعانت ويارى فرمود ، وأو را مخيّر گردانيدند ميان ابر صعب وابر نرم وهموار ، واختيار ابر نرم كرد وبر آن سوار شد ، وبه هر گروهى كه مىرسيد خود رسالت خود را به ايشان مىرسانيد كه مبادا رسولان أو دروغ بگويند « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : ذو القرنين را مخيّر كردند ميان دو ابر ، وأو اختيار ابر نرم وملايم كرد ، وابر صعب را براي حضرت صاحب الامر عليه السّلام گذاشت . پرسيدند كه : صعب كدام است ؟ فرمود : ابرى است كه در آن رعد وصاعقه وبرق بوده باشد ، وحضرت قائم عليه السّلام بر
--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 394 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 339 ؛ قصص الأنبياء راوندى 121 .