العلامة المجلسي

454

حياة القلوب ( فارسي )

گفت : بلى . پس هر چند ذو القرنين آن چشمه را طلب كرد ، نيافت ، پس به خضر گفت كه : آن چشمه نصيب تو بوده است وسعى ما فايده نكرد « 1 » . ودر أحاديث بسيار از ائمهء أطهار عليهم السّلام منقول است كه : مثل ما مثل يوشع وذو القرنين است كه ايشان پيغمبر نبودند ودو عالم بودند وسخن ملك را مىشنيدند « 2 » . ودر أحاديث بسيار از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : از آن حضرت پرسيدند كه : ذو القرنين آيا پيغمبر بود يا ملك بود ؟ وشاخهاى أو از طلا بود يا از نقره بود ؟ فرمود : نه پيغمبر بود ونه ملك ، وشاخش نه از طلا بود ونه از نقره ، وليكن بنده‌اى بود كه خدا را دوست داشت پس خدا أو را دوست داشت وبراي خدا كار كرد ، پس خدا أو را يارى نمود ، وأو را براي آن ذو القرنين گفتند كه قومش را بسوى خدا خواند ، پس ضربتي بر جانب چپ سر أو زدند ومرد ، پس حق تعالى أو را زنده گردانيد بر جماعتى كه ايشان را بسوى خدا بخواند ، پس ضربتي بر جانب راست سرش زدند ، پس به اين سبب أو را ذو القرنين گفتند « 3 » . وبه سند معتبر منقول است كه اسود قاضى گفت كه : به خدمت حضرت امام موسى عليه السّلام رفتم ، وهرگز مرا نديده بود . فرمود : از أهل سدّى ؟ گفتم : از أهل باب الابوابم . باز فرمود : از أهل سدّى ؟ گفتم : از أهل باب الابوابم . باز فرمود : از أهل سدّى ؟

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 340 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 340 ؛ كافى 1 / 398 ؛ بصائر الدرجات 366 . ( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 339 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 393 . وسؤال‌كننده در هر دو مصدر ابن الكوّاء ذكر شده است .