العلامة المجلسي

430

حياة القلوب ( فارسي )

اذيت أو بردارند « 1 » . وهر دو وجه در أحاديث سابقه گذشت . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هر كه راضى مىشود كه كسى با أو لواط كند أو از بقيهء سدوم است ، نمىگويم كه از فرزندان ايشان است وليكن از طينت ايشان است . پس فرمود : شهرهاى قوم لوط كه بر ايشان برگردانيدند چهار شهر بود : سدوم وصيدم ولدنا وعميرا « 2 » . ودر حديث صحيح منقول است كه از آن حضرت پرسيدند كه : قوم لوط چگونه مىدانستند كه مهمان نزد لوط هست ؟ فرمود : زنش بيرون مىرفت وصفير مىكرد ، وچون صفير را مىشنيدند مىآمدند « 3 » . وصفير آن صدائى است كه از دهان مىكنند كه سوتك مىگويند . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : قوم لوط بهترين قومي بودند كه خدا ايشان را خلق كرده است ، وإبليس لعنه اللّه در گمراهى ايشان طلب شديد وسعى بسيار كرد ، واز نيكى وخوبى ايشان آن بود كه چون به عقب كار مىرفتند مردان همگى با هم مىرفتند وزنان را تنها مىگذاشتند ، پس شيطان چاره‌اى كه براي ايشان كرد آن بود كه هرگاه ايشان از مزارع وأموال وامتعهء خود برمىگشتند مىآمد وآنچه ايشان ساخته بودند خراب مىكرد ، پس به يكديگر گفتند كه : بيائيد كمين كنيم اين شخص را كه متاع ما را خراب مىكند ببينيم ، پس كمين كردند وأو را گرفتند ، ناگاه ديدند پسرى در غايت حسن وجمال ، گفتند : توئى كه متاعهاى ما را خراب مىكنى ؟ گفت : بلى ، منم كه هر مرتبه متاعهاى شما را خراب مىكردم . پس رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه أو را بكشند ، وأو را به شخصي سپردند ؛ چون شب شد شيطان شروع به فرياد كرد ، آن شخص گفت : چه مىشود تو را ؟

--> ( 1 ) . مجمع البيان 3 / 184 ؛ تفسير طبري 7 / 82 ؛ تفسير قرطبى 9 / 76 . ( 2 ) . علل الشرايع 552 . ( 3 ) . علل الشرايع 564 .