العلامة المجلسي
385
حياة القلوب ( فارسي )
پس جبرئيل را فرستاد كه خط كشيد براي إبراهيم جاى خانهء كعبه را ، پس خدا پىهاى كعبه را از براي إبراهيم از بهشت فرستاد ، وحجر الأسود كه خدا براي آدم فرستاده بود از برف سفيدتر بود وبه دست ماليدن كافران سياه شد . پس إبراهيم خانه را بنا كرد وإسماعيل سنگ از ذي طوى مىآورد ، تا آنكه نه ذرع به جانب آسمان بلند كردند ، پس خدا أو را دلالت بر موضع حجر الأسود كه در كوه أبو قبيس مخفى بود ، وآن را بيرون آورد در موضعي كه الحال در آنجاست نصب نمود ودو درگاه براي كعبه گشود : يكى به جانب مشرق وديگرى به جانب مغرب ، ودرى كه به جانب مغرب است مستجار مىگويند ، پس بر روى كعبه چوبها انداخت وبر رويش اذخر « 1 » ريخت ، وهاجر عبائى كه با خود داشت بر در كعبه آويخت ودر ميان كعبه مىبودند . پس خدا امر فرمود إبراهيم وإسماعيل را به حج كردن ، وجبرئيل در روز هشتم ذيحجه نازل شد وگفت : اى إبراهيم ! برخيز وآب مهيّا كن براي خود - زيرا كه در آن زمان در منى وعرفات آب نبود ، پس روز هشتم را براي اين ترويه گفتند زيرا كه ترويه به معنى سيرابى است - پس أو را به منى برد وشب در آنجا ماندند وافعال حج را همه تعليم أو نمود چنانچه تعليم آدم نموده بود . چون إبراهيم عليه السّلام از بناى خانهء كعبه فارغ شد گفت : « پروردگارا ! بگردان اين موضع را شهري كه أيمن باشد از هر شرّى وروزى فرما اهلش را از ميوهها هر كه ايمان آورد از ايشان به خدا وروز قيامت » « 2 » . حضرت فرمود : مراد ميوهء دلهاست ، يعنى محبت ايشان را در دلهاى مردم جا ده كه از أطراف عالم بسوى ايشان بيايند « 3 » . ودر حديث صحيح از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : چون إبراهيم عليه السّلام إسماعيل را در مكة گذاشت ، إسماعيل تشنه شد ودر ميان صفا ومروه درختى بود ، پس
--> ( 1 ) . اذخر : گياهى است خوشبو . ( 2 ) . سورهء بقره : 126 . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 60 .