العلامة المجلسي

360

حياة القلوب ( فارسي )

مىكردند ، پس آن بيشتر دخل داشت در شكستن آنها ، لهذا به آن نسبت داد ، واين ميان عرب شايع است كه فعل را به أسباب ديگر غير فاعل نسبت مىدهند . سوم آنكه : « كبير هم » ابتداى سخن باشد ، وفاعل فعل مقدّر باشد ، يعنى كرده است هر كه كرده است اگر راست مىگوئيد كه اينها خدايند بزرگشان حاضر است بپرسيد از أو كه كي كرده است ؟ چهارم آنكه : دروغ ، كلام خلاف واقعي است كه در آن مصلحتى نبوده باشد ، واين را إبراهيم عليه السّلام براي مصلحت فرمود كه ايشان را در حجت عاجز گرداند ، چنانچه در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود : دروغ نمىباشد بر كسى كه در مقام اصلاح باشد ، پس اين آية را خواند وفرمود : واللّه كه ايشان نكرده بودند وإبراهيم عليه السّلام دروغ نگفت « 1 » . در حديث ديگر فرمود : خدا دوست مىدارد دروغ را در اصلاح ، وإبراهيم عليه السّلام بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ را براي اصلاح گفت واظهار آنكه ايشان صاحب عقل نيستند « 2 » .

--> ( 1 ) . كافى 2 / 343 . ( 2 ) . كافى 2 / 342 .