العلامة المجلسي

355

حياة القلوب ( فارسي )

وظاهر أحاديث معتبرهء بسيار آن است كه اين كلامي بود بر سبيل مصلحت ، وبه يكى از اين وجوه كه مذكور شد يا مذكور خواهد شد ، توريه فرمود كه از ظاهر آنها اين معنى بفهمند وغرض واقعي آن حضرت صحيح باشد ، چنانچه در حديث معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند كه : چگونه حضرت إبراهيم گفت من سقيمم ؟ فرمود : إبراهيم سقيم نبود ودروغ نگفت ، وغرضش آن بود كه من بيمارم در دين خود وطلب دين حق مىكنم يا طلب چاره‌اى مىكنم كه دين باطل را بر هم زنم . ودر روايت ديگر وارد شده است : يعنى من بيمار خواهم شد وهر كه در معرض مردن است در معرض بيمارى است . ودر روايت ديگر وارد است : چون در نجوم نظر كرد به علمي كه خدا به أو عطا كرده بوده ومطّلع شد بر واقعهء كربلا وشهادت امام حسين عليه السّلام پس گفت : من بيمارم ، يعنى دلم زار وغمگين وبيمار است براي آن واقعه « 1 » . سوم آنكه : چون ثابت شد كه پيغمبران از أول عمر تا آخر عمر معصومند ، پس چه معنى دارد قول إبراهيم در وقتي كه ديد زهره يا مشترى وماه وآفتاب را ، قوم أو مىپرستيدند : هذا رَبِّي « 2 » يعنى « اين پروردگار من است » ؟ اين سخن به حسب ظاهر كفر است ، واين شبهه را به چند وجه مىتوان جواب گفت : أول آنكه : اين سخنى بود كه در نفس خود در مقام تفكر مىگفت ، چنانچه كسى در مسأله‌اى فكر كند أول شقّى از شقوق را مطمح نظر قرار مىدهد كه اگر چنين باشد چون خواهد بود ، وبعد از آن فكر مىكند تا صحت وبطلانش ظاهر گردد ، ومؤيد اين وجه است آنچه از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : پرسيدند از آن حضرت كه : آيا حضرت إبراهيم مشرك شد در آنكه گفت هذا رَبِّي بغير خدا ؟ فرمود : اگر امروز كسى اين سخن را بگويد مشرك مىشود امّا از حضرت إبراهيم شرك نبود زيرا كه در طلب پروردگارش بود « 3 » .

--> ( 1 ) . معاني الأخبار 210 . ( 2 ) . سورهء انعام : 76 . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 207 ؛ تفسير عياشى 1 / 365 .