العلامة المجلسي

314

حياة القلوب ( فارسي )

هست از دو طرف كه در كوه اثر كرده است « 1 » . وبه سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت صالح عليه السّلام غايب شد از قوم خود مدتي ، وروزى كه غايب شد نه جوان بود ونه پير بود ، وبسيار خوش جسم بود وريش انبوه داشت وميانه بالا بود ، پس چون بسوى قوم خود برگشت أو را نشناختند ، وقوم أو پيش از برگشتن أو سه طايفه شدند : يك طايفه انكار كردند وگفتند : صالح زنده نيست وأو هرگز برنمىگردد ؛ وطايفهء ديگر شك داشتند ؛ وطايفهء ديگر يقين داشتند كه برخواهد گشت . پس چون برگشت أول آمد بسوى آن طايفه كه شك داشتند وگفت : من صالحم ، پس أو را تكذيب كردند ودشنام دادند وزجر كردند وگفتند : صالح بر غير صورت وشكل تو بود . پس آمد بسوى آنها كه منكر بودند ، پس نشنيدند سخن أو را واز أو نفرت كردند نفرت عظيم . پس آمد بسوى طايفهء سوم كه أهل يقين بودند وفرمود : منم صالح . گفتند : ما را خبر ده خبري كه شك نكنيم كه تو صالحي ، ما مىدانيم كه خدا خالق است وهر كس را به هر صورت كه خواهد مىگرداند ، وخبر به ما رسيده وخوانده‌ايم علامات صالح را در وقتي كه بيايد . فرمود : منم كه ناقة از براي شما آوردم . گفتند : راست گفتى ما اين را در كتب خوانده‌ايم ، پس بگو كه علامات ناقة چه بود ؟ فرمود : يك روز آب از ناقة بود ويك روز از شما . گفتند : ايمان آورديم به خدا وبه آنچه تو آوردى از جانب أو . پس در اين وقت گفتند جماعت متكبران ، يعنى شك كنندگان وانكار كنندگان : ما به آنچه شما به آن ايمان آورديد كافريم .

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 20 ؛ كافى 8 / 185 .