العلامة المجلسي
306
حياة القلوب ( فارسي )
بعضي گويند : صدائى بود كه زمين از شدت آن بلرزيد « 1 » - پس گرديدند در خانههاى خود مردگان مانند خاكستر سرد شده . پس پشت كرد صالح از ايشان وگفت : اى قوم ! من رسانيدم به شما رسالت پروردگار خود را ، ونصيحت كردم شما را وليكن دوست نمىداريد شما نصيحت كنندگان را » « 2 » . ودر سورهء هود فرموده است : « فرستاديم بسوى ثمود برادر ايشان صالح را ، گفت : اى قوم من ! عبادت كنيد خدا را ، نيست شما را الهى بجز أو ، وأنشأ كرده وآفريده است شما را از زمين ، وشما را عمرهاى بسيار داده است در زمين - يا زمين را در ايّام زندگى شما به شما ارزانى داشته است - پس طلب آمرزش از خدا بكنيد ، پس توبه وبازگشت كنيد بسوى خدا ، بدرستى كه خداى من نزديك است به توبهكاران وأجابت كنندهء دعاى داعيان است ، گفتند : اى صالح ! بتحقيق كه بودى تو در ميان ما محلّ اميد ما پيش از اين ، آيا نهى مىكنى ما را از اينكه بپرستيم آنچه را مىپرستيدند پدران ما ؟ ! وبدرستى كه ما در شكّيم از آنچه ما را بسوى أو مىخوانى وتو را متهم مىدانيم . صالح گفت : اى قوم من ! خبر دهيد مرا كه اگر بوده باشم بر بيّنه وحجّتى از پروردگار خود وعطا كند به من رحمتي بزرگ از جانب خود - يعنى پيغمبرى - پس كي يارى مىكند مرا از عذاب خدا اگر أو را نافرمانى كنم ؟ پس زياد نمىكنيد شما مرا اگر أطاعت شما كنم بغير از زيانكارى ، واى قوم من ! اين ناقهء خداست وحال آنكه معجزهاى است از براي شما ، پس بگذاريد آن را كه بخورد در زمين خدا وبدى به آن مرسانيد كه بگيرد شما را عذابي نزديك است ؛ پس پى كردند ناقة را ؛ پس گفت صالح : متمتّع شويد در خانهء خود سه روز كه بيش از اين مهلت نيست شما را ، اين وعدهاى است كه دروغى در آن نيست . پس چون آمد امر ما به عذاب ايشان ، نجات داديم صالح را وآنها را كه ايمان آورده بودند به أو به رحمتي از جانب خود ، ونجات داديم ايشان را از خوارى آن روز ، بدرستى كه
--> ( 1 ) . تفسير فخر رازي 14 / 166 ؛ مجمع البيان 2 / 443 ؛ تفسير روح المعاني 4 / 403 . ( 2 ) . سورهء أعراف : 73 - 79 .