العلامة المجلسي

292

حياة القلوب ( فارسي )

هود گفت كه : خدا أهل معصيت خود را بر أهل طاعت خود مسلط نمىگرداند . خلجان گفت : آن مردان ما كه هلاك شدند چون مىشوند ؟ هود گفت : خدا عوض مىدهد به تو جمعى را كه بهتر از آنها باشند . خلجان گفت : خيرى نيست در زندگانى بعد از آنها . واختيار كرد ملحق شدن به قوم خود را پس هلاك شد « 1 » . وبه سند معتبر مروى است كه اصبغ بن نباته گفت كه : بيرون رفتيم با أمير المؤمنين عليه السّلام بسوى نخيله ، ناگاه جمعى از يهود پيدا شدند كه مرده‌اى از خود را برداشته آورده بودند كه در آنجا دفن كنند ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود : ببين اين جماعت چه مىگويند در باب اين قبر ؟ امام حسن عليه السّلام گفت : مىگويند : قبر هود است . حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : دروغ مىگويند ، من بهتر از ايشان مىدانم ، اين قبر يهودا پسر يعقوب عليه السّلام است . پس فرمود كه : كي از أهل مهره در اينجا هست ؟ مرد پيرى گفت : من از ايشانم . فرمود : در كجاست منزل تو ؟ گفت : در مهره بر كنار دريا . فرمود : چه مقدار راه است از آنجا تا آن كوه كه صومعه‌اى بر بالاى آن است ؟ گفت : نزديك است به آن . فرمود : قوم تو چه مىگويند در آن ؟ گفت : مىگويند كه قبر ساحرى است . فرمود : دروغ مىگويند ، من بهتر از ايشان مىدانم ، آن قبر هود عليه السّلام است « 2 » . مؤلف گويد : ميان مفسران ومورخان خلاف است در موضع قبر آن حضرت ؛ بعضي

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 90 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 91 .