العلامة المجلسي

218

حياة القلوب ( فارسي )

وصى وجانشين پدر خود شوى ، وآنچه نمىخواستم امروز از براي تو حاصل شد ، اگر يك كلمه از آنچه پدرت به تو گفته است اظهار نمائى هرآينه تو را بكشم چنانچه هابيل را كشتم « 1 » . ونزديك به اين مضمون از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام به سند معتبر منقول است ، ودر آنجا مذكور است كه شيث بر آدم عليه السّلام هفتاد وپنج تكبير گفت : هفتاد از براي آدم وپنج براي فرزندانش « 2 » . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه : چون آدم عليه السّلام مطّلع شد بر كشته شدن هابيل ، جزع بسيارى كرد وشكايت كرد حال خود را بسوى خدا ، پس حق تعالى وحى نمود به أو كه : من مىبخشم به تو پسرى كه خلف وعوض هابيل باشد . پس شيث از حوّا متولد شد ، وچون روز هفتم شد أو را شيث نام كرد ، پس خدا وحى كرد به أو كه : اى آدم ! اين پسر بخششى است از من بسوى تو پس أو را هبة اللّه نام كن ، پس آدم أو را هبة اللّه نام گذاشت . وچون هنگام وفات آدم عليه السّلام شد خدا وحى فرمود كه : من تو را از دنيا به جوار رحمت خود مىبرم ، پس وصيت كن بسوى بهترين فرزندانت كه أو بخششى است كه به تو بخشيدم ، وأو را وصىّ خود گردان وتسليم نما به أو آنچه را به تو تعليم كردم از نامها ، زيرا كه من دوست مىدارم كه زمين خالى نباشد از عالمي كه علم مرا داند وبه حكم من حكم كند وأو را حجت خود گردانم بر خلق خود . پس آدم عليه السّلام جميع فرزندان خود را از مردان وزنان جمع كرد وبه ايشان گفت : اى فرزندان من ! بدرستى كه حق تعالى وحى فرمود بسوى من كه : تو را از دنيا مىبرم ، وامر فرمود مرا كه وصيت كنم بسوى بهترين فرزندان خود كه أو هبة اللّه است ، وبدرستى كه خدا أو را پسنديده واختيار فرموده است براي من وشما بعد از من ، پس بشنويد سخن أو را وأطاعت نمائيد امر أو را كه أو وصى وخليفهء من است بر شما .

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 55 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 59 .