العلامة المجلسي

208

حياة القلوب ( فارسي )

گيرد با أو » فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ « پس چون با أو جماع كرد حامله شد حمل سبك ، پس مستمر شد بر اين حال » فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما « پس چون سنگين شد از بار حمل ، خواندند پروردگار خود را » لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ « 1 » « اگر عطا كنى به ما فرزند شايسته هرآينه خواهيم بود از شكر كنندگان » فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً « پس عطا كرد به ايشان فرزند شايسته » جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما « گردانيدند از براي أو شريكها در آنچه به ايشان عطا كرده بود » فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ « 2 » « پس خدا بلندتر است از آنچه ايشان به أو شريك مىگردانند » . وبه سند حسن از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون حامله شد حوّا از آدم عليه السّلام وفرزندش به حركت آمد به آدم گفت كه : چيزى در شكم من حركت مىكند . آدم گفت : آنچه در شكم تو حركت مىكند نطفه‌اى است از من كه در رحم تو قرار گرفته است وحق تعالى از آن خلقي خواهد آفريد كه ما را امتحان نمايد در أو . پس شيطان به نزد حوّا آمد وگفت : چونيد شما ؟ حوّا گفت كه : فرزندى از آدم در شكم من حركت مىكند . شيطان گفت كه : اگر نيّت كنى كه أو را « عبد الحارث » نام كنى ، پسر خواهد شد وزنده خواهد ماند ، واگر نيّت نكنى ، بعد از زائيدن به شش روز خواهد مرد . پس در خاطر حوّا از گفتهء شيطان چيزى افتاد وبه آدم عليه السّلام نقل كرد سخن شيطان را ، حضرت آدم عليه السّلام گفت : آن خبيث به نزد تو آمده است كه تو را فريب دهد ، سخن أو را قبول مكن كه من اميد دارم كه اين فرزند از براي ما باقي بماند وخلاف گفتهء أو بعمل آيد . ودر نفس آدم نيز از سخن آن ملعون چيزى بهم رسيد . پس از حوّا فرزندى متولد شد وبعد از شش روز فوت شد ، حوّا به آدم گفت كه : آنچه حارث ملعون گفت به حصول پيوست . وشكّى در خاطر هر دو بهم رسيد ، پس در آن زودى

--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 189 . ( 2 ) . سورهء أعراف : 190 .