العلامة المجلسي
187
حياة القلوب ( فارسي )
بالذّات از غير جهت انعكاس بوده باشد ، يا از اين جهت بوده است كه از بسيارى طول قامتش در زير سقفي ودرختى ومغارهاى پنهان نمىتوانست شد ، وممكن است كه مراد از هفتاد ذراع گرديدن آن باشد كه قامت أول هفتاد ذراع شد به ذراع قامت آخر ، تا منافاة با استواى خلقت نداشته باشد ؛ يا اينكه مراد به ذراع ، ذراعهاى متعارف آن زمان باشد ، يا مراد گزى باشد كه آدم از براي مردم مقرر فرموده بود كه چيزها را به آن بپيمايند . وهمچنين در باب حوّا همهء وجوه جارى است ، ووجوه بسيار ديگر در حلّ اين حديث هست كه در « بحار الأنوار » ذكر كردهام « 1 » . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود كه : حق تعالى چون آدم عليه السّلام را به زمين فرستاد امر فرمود أو را كه به دست خود زراعت كند واز تعب وسعى خود بخورد بعد از بهشت ونعمتهاى آن ، پس دويست سال ناله وفغان وگريه كرد بر مفارقت بهشت ، پس به سجده رفت وسه روز وسه شب سر از سجده برنداشت ، پس گفت : اى پروردگار من ! آيا مرا خلق نكردى ؟ خدا فرمود : كردم ، گفت : آيا از روح خود در من ندميدى ؟ فرمود : دميدم ، گفت : آيا مرا در بهشت خود ساكن نكردى ؟ فرمود : كردم ، گفت : آيا رحمت تو براي من سبقت نگرفت بر غضب تو ؟ فرمود : بلى ؛ پس حق تعالى فرمود : آيا صبر يا شكر كردى ؟ آدم گفت : « لا اله الّا أنت سبحانك انّي ظلمت نفسي فاغفر لي انّك أنت الغفور الرّحيم » ، پس خدا أو را رحم كرد وتوبهء أو را قبول كرد ، بدرستى كه أو توّاب ورحيم است « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حق تعالى خواست كه توبهء آدم را قبول كند جبرئيل را بسوى أو فرستاد ، پس نازل شد وگفت : السلام عليك اى آدم صبركننده بر بلاى خود وتوبهكننده از خطاى خود ! خدا مرا بسوى تو فرستاده است كه بياموزم به تو آن مناسك را كه خدا مىخواهد توبهء تو را به سبب آنها قبول كند ؛ وجبرئيل
--> ( 1 ) . بحار الأنوار 11 / 127 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 40 .