العلامة المجلسي

172

حياة القلوب ( فارسي )

روز ، پس چون حق تعالى جبرئيل را به زمين فرستاد كه كعبه را بنا كند نازل شد ميان ركن حجر الأسود ودر خانه ودر همين موضع ظاهر شد براي آدم در هنگامى كه پيمان وميثاق از أو گرفت ، ودر همين موضع ميثاق را به آن ملك سپردند ، پس به اين سبب حجر را در همين ركن نصب كردند وآدم را دور كردند از جاى خانهء كعبه بسوى صفا وحوّا را بسوى مروه وحجر را در اين ركن گذاشتند ، پس حضرت آدم تكبير وتهليل وتمجيد خدا كرد ، پس به اين سبب سنّت جارى شد كه در صفا رو به جانب ركنى كنند كه در آن حجر هست و « اللّه أكبر » بگويند « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : آدم را از بهشت فرود آوردند بر صفا وحوّا را بر مروه ، وحوّا در بهشت مشاطگى كرده بود وگيسوى خود را بافته بود ، چون به زمين آمد گفت : من چه اميد دارم از اين زينت ومشاطگى وحال آنكه من غضب كردهء پروردگارم . پس گيسوهاى خود را گشود ، واز گيسوهاى أو بوى خوشى كه به آن در بهشت مشاطگى كرده بود پهن شد پس باد آن را برداشت واثرش را در هند انداخت ، پس به اين علت بوهاى خوش در هند بهم رسيد « 2 » . ودر حديث ديگر فرمود كه : چون گيسوى خود را گشود ، حق تعالى بادي فرستاد كه بوى خوش كه در گيسوى أو بود برداشت وبر مشرق ومغرب زمين وزيد « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم پرسيدند : حق تعالى سگ را از چه چيز خلق كرد ؟ فرمود : أو را خلق كرد از آب دهان شيطان . گفتند : چگونه بود اين يا رسول اللّه ؟ فرمود : چون حق تعالى آدم وحوّا را به زمين فرستاد بر زمين ، افتادند مانند دو جوجه‌اى كه لرزند ، پس إبليس ملعون دويد بسوى درندگان كه پيش از آدم در زمين بودند

--> ( 1 ) . كافى 4 / 185 ؛ علل الشرايع 430 . ( 2 ) . علل الشرايع 491 ؛ كافى 6 / 513 . ( 3 ) . علل الشرايع 492 ؛ كافى 6 / 514 .