العلامة المجلسي
162
حياة القلوب ( فارسي )
در قول خدا وَعَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ؟ وچند آيهء ديگر پرسيد كه بعد از اين مذكور خواهد شد ، فرمود : واي بر تو ! از خدا بترس وچيزهاى بد نسبت به پيغمبران خدا مده ، بدرستى كه حق تعالى مىفرمايد : « نمىداند تأويل قرآن را مگر خدا وآنها كه راسخند در علم » « 1 » . امّا قول خدا وَعَصى آدَمُ ، پس بدرستى كه خدا آدم را خلق كرده بود كه حجت أو باشد در زمين وخليفهء أو باشد در شهرهايش ، وأو را از براي بهشت خلق نكرده بود ، ومعصيت از آدم در بهشت بود نه در زمين براي اينكه تمام شود تقديرهاى امر خدا ، پس چون أو را به زمين فرستاد وحجت وخليفهء خود گردانيد ، معصوم گردانيد أو را ، چنانچه فرموده است إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ « 2 » . « 3 » مؤلف گويد كه : اين حديث نيز به حسب ظاهر موافق مذهب بعضي از علماى عامه است كه پيغمبران را پيش از پيغمبرى وبعثت ، معصوم نمىدانند ، وممكن است كه مراد اين باشد كه چون بهشت براي آدم عليه السّلام خانهء تكليف نبود زيرا كه أو را خلق كرده بود كه در دنيا مكلف گرداند ، پس در آنجا گناه وعصمت از گناه براي أو نبود بلكه تكليفهاى بهشت براي ارشاد ومصلحت أو بود كه اگر چنين نكنيد در بهشت خواهيد ماند ، يا نهى از كراهت بود وأو را براي اين به خود گذاشت واز آن مكروه نگاه داشت زيرا كه مصلحت در اين بود كه به زمين آيد ، وجامههاى بهشت را از أو كندن وعريان كردن وبه زمين فرستادن از براي اهانت وخوارى نبود بلكه براي اين بود كه بعد از آن به زمين آيد وآغاز توبه وتضرع وندامت نمايد تا مرتبهء أو به اضعاف بسيار زيادة از سابق گردد ، وآيهء سابقه نيز اشعارى به اين دارد كه بعد از نسبت عصيان وغوايت ، مرتبهء اجتبا وهدايت را براي آن حضرت اثبات نمود ، واز اينها حكمتها براي واگذاشتن عاصيان نيز ظاهر مىشود وليكن عقلها را در اين مقام لغزشهاى بسيار هست ، وعدم تفكر در اينها أولى وأحوط است .
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران : 7 . ( 2 ) . سورهء آل عمران : 33 . ( 3 ) . امالى شيخ صدوق 82 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 192 .