العلامة المجلسي

127

حياة القلوب ( فارسي )

ودر حديث معتبر منقول است كه شخصي « 1 » از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد كه : آيا صلاحيت دارد سجده كردن از براي غير خدا ؟ فرمود : نه . پرسيد كه : پس چگونه امر كرد خدا ملائكة را به سجدهء آدم عليه السّلام ؟ فرمود : هر كه به امر خدا سجده كند ، سجده از براي خدا كرده است ، پس سجدهء ايشان از براي خدا بود ، چون به امر أو بود . پس سؤال نمود از إبليس ، حضرت فرمود : إبليس بنده‌اى بود ، خدا أو را خلق كرد كه أو را عبادت كند واقرار به يگانگى أو بكند ، وقتي كه أو را مىآفريد مىدانست كه أو كيست وچيست وعاقبتش چه خواهد بود ، پس پيوسته عبادت مىكرد خدا را با ملائكة تا آنكه أو را امتحان كرد به سجدهء آدم ، پس امتناع نمود از سجده از روى حسد وشقاوتى كه بر أو غالب شده بود ، پس أو را لعنت كرد واز صفوف ملائكة بيرون كرد ، وفرستاد أو را بسوى زمين رانده شده ، وگرديد دشمن آدم وفرزندانش به اين سبب ، وأو را سلطنتى نيست بر فرزندان آدم مگر وسوسه كردن وخواندن ايشان بغير راه خدا ، وبه آن نافرمانى ، اقرار به پروردگارى خدا داشت « 2 » . وبه سند معتبر ديگر منقول است كه أبو بصير از آن حضرت پرسيد : سجده كردند ملائكة براي آدم وپيشانى خود را بر زمين گذاشتند ؟ فرمود : بلى ، تكريمى بود از جانب خدا آدم را « 3 » . ودر حديث معتبر ديگر منقول است كه حضرت امام على نقى عليه السّلام فرمود : سجود ملائكة آدم را ، براي آدم نبود ، بلكه فرمانبردارى خدا بود وحجتي « 4 » بود از ايشان نسبت

--> ( 1 ) . در مصدر نام اين شخص « ابن أبي العوجاء » ذكر شده است . ( 2 ) . احتجاج 2 / 218 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 42 . ( 4 ) . در مصدر ودر بحار : « محبّتى » مىباشد .