العلامة المجلسي

112

حياة القلوب ( فارسي )

بر ايشان معلوم شد كه در ميان ايشان جمعى هستند به آن صفات كه ايشان وصف كردند ، موصوف نيستند وبه خلافت احقّند . وجهت دوم آنكه چون همه خود را وصف به تقديس وتسبيح نمودند ، وحق تعالى مىدانست كه شيطان در ميان ايشان است وأو در باطن چنين نيست ، پس از اين جهت نيز اسكات ايشان نمود كه هرگاه در افراد أولاد آدم جمعى بودند كه شما حال ايشان را نمىدانستيد وبه تعليم من دانستيد ممكن است كه در ميان شما نيز كسى باشد كه به آن أوصاف كه خود را به آنها ستوديد ، موصوف نباشد ، پس حكم به احقّيت كه بنايش بر اين بود باطل شد . وبدان كه ميان علماى مخالفين خلاف است در اينكه آيا ملائكة همگى از گناهان كبيره وصغيره معصومند يا نه ؟ وأحاديث مستفيضه از طرق شيعه بر طبق ظاهر آيات كريمه وارد است بر عصمت ايشان ، واجماع علماى شيعه نيز بر اين منعقد شده است ، واين آيهء كريمه مؤوّل است به اينكه غرض ايشان اعتراض بر جناب مقدس ايزدى نبود ، ونه اين بود كه ايشان ندانند يا اقرار نداشته باشند به اينكه حق تعالى آنچه مىكند موافق حكمت است ، وأو به حكم ومصالح از ايشان اعلم است ، بلكه اين را بر سبيل استفهام واستفسار واستعلام پرسيدند كه بر ايشان ظاهر گردد حكمتى كه از ايشان مخفى بود ، واين سؤال به اين نحو چون متضمن ترك أولى بود ، در مقام اعتذار برآمدند . وأيضا خلاف است ميان مفسران خاصه وعامه كه اين أسماء كه تعليم آدم نمود چيست ؟ بعضي گفته‌اند : مراد اين است كه نام جميع چيزها كه ما يحتاج فرزندان اوست به جميع لغات تعليم أو نمود ، پس فرزندان أو لغتها را از أو آموختند ، پس چون متفرق گرديدند هر يك به لغتى كه الفت گرفته بودند تكلم نمودند ، وبه تطاول أزمنة لغات ديگر را فراموش كردند ، ومؤيد اين معنى روايات خواهد آمد . وبعضي گفته‌اند : مراد حقايق وخواص وكيفيات اشياست ، وكيفيت صنعتها واستخراج مياه وتعمير زمين وعمل آوردن طعامها ودواها واستخراج معدنها ، وآنچه متعلق به عمارت دين ودنيا بوده باشد .