الشيخ رسول جعفريان
96
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
بيش وجود داشت . ابو زبيب بن عوف ، از امام خواست تا رسما براى او شهادت دهد كه راهى كه در قطع پيوند ولايت با سپاه شام رفته و جاى آن را به دشمنى با آنها مىدهند ، راه حق است . امام بر اين مطلب شهادت داد . پس از آن عمار نيز برايش گواهى داد و او به استناد اين دو شاهد ، به راه خويش مطمئن شد . « 1 » گروهى از اصحاب عبد الله بن مسعود - كه زمانى در كوفه مسئول بيت المال بود - نزد امام آمدند و گفتند : ما همراه شما مىآييم اما لشكرگاه ما جدا خواهد بود . اين از آن رو است تا ببينيم چه كسى بر باطل بوده و بغى مىكند . امام رأى شان را پذيرفت . يك گروه چهار صد نفرى ، به رهبرى ربيع بن خثيم ، با اظهار ترديد از اين جنگ ، از امام خواستند تا آنها را به يكى از مرزها بفرستد . امام نيز آنان را به مرز رى فرستاد . امام افراد طايفهء باهله را نيز كه نه امام از دست آنها خشنود بود و آنها از دست امام ، عطايشان را پرداخت كرده به مرز ديلم فرستاد . « 2 » عبد الله بن بديل ، نيز در سخنانى ضمن تأييد موضع امام ، خطاب به آن حضرت گفت : دشمنى اينان با تو به خاطر ضرباتى است كه پيش از اين بر آنها وارد كردهاى . او سپس خطاب به مردم گفت : چگونه معاويه با على عليه السّلام بيعت مىكند در حالى كه برادرش حنظله ، دائيش وليد ، و جدش عتبه در يك معركه كشته شدهاند ؟ « 3 » حجر بن عدى و عمرو بن حمق راه افتاده اظهار برائت و لعن به شاميان مىكردند . امام آنان را خواست و فرمود : نمىخواهد آنها به لعّان و شتّام شناخته شوند . بجاى اين كار ، از خدا بخواهند تا از خونريزى جلوگيرى كرده و صلح و صفا برقرار شود . عمرو بن حمق ، بر دوستى خود در هر حال نسبت به امام تأكيد كرده و آن حضرت نيز در حق وى دعا كردند . « 4 » عمرو تا زمانى كه به دست ابن ام الحكم حاكم معاويه در جزيره به شهادت رسيد ، بر سر پيمان خود باقى بود . پس از آن كه امام مطمئن شد معاويه جز زبان زور چيزى نمىفهمد و از سوى
--> ( 1 ) . وقعة صفين 101 - 101 ( 2 ) . همان ، ص 115 ؛ اخبار الطوال ، ص 165 گويا اين همان خواجه ربيع است كه اكنون در مشهد مزارش آباد و پرمشترى است . ( 3 ) . وقعة صفين ، ص 102 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 447 ( 4 ) . وقعة صفين ، ص 103 ؛ الفتوح ، ج 2 ، صص 448 - 447 ؛ اخبار الطوال ، ص 165