الشيخ رسول جعفريان
94
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
نيامد و اگر مىخواست مىتوانست جلوى قتل او را بگيرد . اكنون هم اگر راست مىگويد قاتلان عثمان را به او بسپارد تا با او بيعت كند . امام در پاسخ با ياد از پيروزى كه خداوند نصيب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده و دشمنانش را سركوب كرد ، يادآور شدند كه : « پافشارترين مردم در تحريك بر ضد او همان خاندان خود وى بودند . » امام افزود : ما اهل بيت نخستين كسانى بوديم كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورديم ، در حالى كه قوم او قصد كشتن پيامبرمان را داشتند و خواستند : « ريشهء ما را بر كنند و بار اندوهها را بر دلمان نهند و كارهاى ناروا با ما كردند و ما را از خوراكى گوارا و نوشيدن جرعهاى زلال بازداشتند و بيم و ترس را به ما ارزانى داشتند و بر ما ديدهبانان و جاسوسان گماشتند و ما را به رفتن بر كوهسارى سخت و ناهموار ناگزير كردند و آتش جنگ را بر ضد ما بر افروختند و ميان خود پيمانى نوشتند كه با ما نخورند و نياشامند و همسرى و خريدوفروش نكنند و دست به دستمان نسايند و امانمان ندهند مگر آن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به ايشان سپاريم تا او را بكشند . » امام در ادامه با ياد از زحماتى كه در جنگهاى زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تحمل كرده افزود : « تو از رشك بردن من بر خلفا و تأخيرم از بيعت با آنها و گردنكشى من بر ضد ايشان سخن گفتى . اما دربارهء گردنكشى ؛ پناه بر خدا اگر هرگز چنان بوده باشد . و اما تأخير من در موافقت با ايشان و ناخوشايندى از كار آنان ؛ من در اين مورد از كسى پوزش نمىخواهم . » امام در ادامه ، دليل اين امر را كه حقانيت او نسبت به خلافت بوده شرح داده است . پس از آن نيز در اين باره كه دستى در خون عثمان نداشته سخن گفته است . به علاوه از سخن ابو سفيان در جريانات سقيفه ياد كرده كه از امام خواست تا اجازه ندهد خلافت از آن ابو بكر باشد ، بلكه بگذارد تا او با وى بيعت كند . امام افزود : من از اين كار امتناع كردم ، زيرا مردم به روزگار كفر نزديك بودند و من از ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان بيم داشتم . » « 1 » اين نامه سند مهمى از برخورد امام با خلفا و نظر امام دربارهء حقانيت خود براى خلافت است . امام بعد از اين نيز نامههايى براى معاويه و
--> ( 1 ) . وقعة صفين ، صص 91 - 86 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، صص 282 - 277 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 73 ؛ الفتوح ، ج 2 ، صص 475 - 474 نهج السعادة ، ج 4 ، ص 185 .